هگمتانه

اطلاع رسانی

زانو مفصلی است که غیر از حرکت باز و بسته شدن دارای حرکات خفیف چرخش به داخل و خارج نیز می باشد در تشکیل و نگهداری مفصل زانو,‌ استخوانها , رباطها و غضروف هایی شرکت دارند که به اختصار آین ساختارها و عملکرد آن ها را توضیح می دهیم.
استخوانها :
- سه استخوان در تشکیل مفصل زانو شرکت دارند.

- در بالا استخوان ران و در پائین استخوان درشت نی و در جلو استخوان کشکک در تشکیل مفصل زانو شرکت می کنند.
- استخوان نازک نی در تشکیل مفصل زانو شرکت ندارند اما درست در مجاورت بخش خارجی مفصل زانو قرار دارد.
رباطها :
- رباط ها باندهای فیبری هستند که دو استخوان را بهم ارتباط و متصل می کنند.
- زانو ۴ رباط مهم دارد که این ۴ رباط استخوان ران را به استخوان درشت نی محکم متصل می کنند و پایداری استاتیک مفصل زانو را تامین می کنند.
- رباطهای صلیبی قدامی و خلفی سبب پایداری مفصل زانو در حرکات به سمت جلو و عقب و ضربات در این جهات و نیز پایداری مفصل زانو در برابر حرکات چرخشی اعمال شده به زانو می شوند.
- رباطهای جانبی داخلی و خارجی که در طرفین زانو قرار دارند هم سبب پایداری مفصل زانو در برابر اعمال نیرو به سمت خارج و داخل زانو می شوند.
تاندونها:تاندونها عضلات را به استخوان اتصال می دهند.
- تاندون عضله چهار سر رانی ( جلوی ران )‌-  در پائین در جلوی مفصل زانو به استخوان کشکک اتصال می یابد و ادامه آن در پائین کشکک به استخوان درشت نی اتصال می یابد. عمل عضله چهار سر رانی باز کردن زانو می باشد.
غضروفها:
- به ساختمانهای غضروفی زانو منیسک می گوئیم که در بین دو استخوان درشت نی و ران قرار دارند و سبب افزایش سطح تماس در استخوان فوق و افزایش پایداری مفصل زانو می شوند.
بورسها :
- بورس یک کیسه کوچک حاوی مایع است که سبب تسهیل حرکات مفصلی می شوند.
- زانو سه بورس دارد که عبارتند از : بورس کشکک ( جلوی کشکک و زیر پوست ) و بورس زیر کشکک و بورس غازی (Anserine) که در سمت داخل زانو حدود ۲ اینچ زیر مفصل زانو قرار دارد.
توجه:همواره باید توجه داشت که دردی که در زانو احساس می شود می تواند ناشی از درد واقعی زانو باشد یا یک درد ارجاعی از ناحیه کمر, ران و یا مچ پا باشد.
علل درد مزمن زانو
آرتروز :
- تعریف : به تخریب غضروف مفصلی زانو آرتروز زانو می گویند. در فرم شدید این بیماری منیسک ها که غضروفی اند بطور کامل از بین می روند و در استخوان ران و درشت نی به یکدیگر سایش پیدا می کنند.
- نشانه ها : آرتروز زانو سبب درد مزمن زانو می شود که با فعالیت زانو این درد تشدید می گردد.
- درمان : هدف از درمان در آرتروز کنترل درد است که می تواند با تقویت عضلات حول مفصل زانو یا استفاده از داروهای ضد درد و در موارد شدید تعویض مفصل زانو انجام گیرد.
بورسیت :
- تعریف : در نتیجه ضربات, عفونت و استفاده مکرر از زانو بصورتی که زانو به زمین فشرده شود می تواند منجر به التهاب بورس های زانو شود.
- نشانه ها : شایعترین بورسی که دچار التهاب می شود بورس جلوی کشکک است که در افرادی که زیاد زانو می زنند مثل خدمتکاران یا آنها که زیاد فرش می شویند دیده می شود و منجر به درد جلوی زانو و التهاب و قرمزی می شود. همچنین التهاب بورس غازی که در زیر و داخل مفصل زانو قرار دارد در افراد چاق و زنان شایعتر است و سبب درد  قسمت داخل و پائین زانو بخصوص در شب و در هنگام خم شدن زانو می شود.
- درمان : درمان بر پایه اصول اولیه مراقبتی شامل بالا نگه داشتن, استراحت, فشار موضعی و یخ درمانی است و گاهی هم از داروهای ضد درد غیر استروئیدی ( ایبوبروفن و استامینوفن ) استفاده می شود. در موارد شدید گاهی از تزریق کورتون به داخل بورس استفاده می شود.
عفونت :
- تعریف : ورود عامل عفونی ( معمولاً باکتری ) به فضای مفصلی را گویند که سبب ایجاد عفونت زانو می شود.
- نشانه ها : درد شدید زانو بهمراه تورم و قرمزی آن. همچنین اغلب فرد دچار تب و گاهی دچار لرز می شود.
- درمان : شامل تجویز آتنی بیوتیک برای از بین بردن عامل بیماری و گاهی تخلیه با سوزن مایع مفصلی است.
کندرومالاسی کشکک ( نرمی غضروفی ) :
- تعریف : سایش کشکک به قسمت داخلی یا خارجی انتهای تحتانی ران که موجب فشار به غضروف سطح داخلی کشکک و آسیب به آن شود.
- علائم : این عارضه بیشتر در خانمهای جوان و نیز در ورزشکاران از هر دو جنس رخ می دهد. سایش مداوم سطوح مفصلی بین کشکک و ران سبب التهاب و تخریب غضروف مفصلی می شود که سبب درد همراه با فعالیت و درد بدنبال شستن طولانی در زانو می شود.
- درمان : در موارد خفیف با اصول اولیه درمان ( استراحت, یخ درمانی, بالا نگه داشتن و فشار موضعی ) و استفاده از داروهای ضد التهابی درمان صورت می گیرد همچنین تقویت عضله چهار سر رانی در جلوی ران می تواند آنرا بهبود بخشد.
زانو پرش کاران:
- تعریف : به التهاب تاندون عضله ۴ سر در یکی از این ۳ نقطه : بالای کشکک, درست زیر کشکک و در محل اتصال به درشت نی می گوئیم مدت نامگذاری به عنوان زانوی پرش کاران این است که این آسیب عمدتاً در ورزشهای پرش و در والیبال و بسکتبال رخ می دهد.
- نشانه ها: دردی موضعی که با پرش بدتر می شود و با استراحت بهبود می یابد یا کمتر می شود.( بخاطر فشار روی فیبرهای تاندونی هنگام پرش )
- درمان : اساس درمان بر پایه یخ درمانی, استراحت و داروهای ضد التهابی است. بعد از کنترل درد باید تقویت عضلات چهار سر رانی و عضلات پشت ران صورت گیرد.
برخورد با آسیب های زانو
در هر آسیب زانو اولین امری که رخ می دهد بوجود آمدن التهاب است. که این التهاب منجر به درد و تورم و کاهش توانایی حرکت مفصل زانو خواهد شد. شکستن این سیکل التهابی می تواند منجر به تسریع بهبودی و کاهش درد شود. برای این امر باید کارهای زیر صورت گیرد :
*استراحت به زانو :
- استراحت سبب کاهش کشش های مکرر روی زانو می شود.
- استراحت سبب کاهش التهاب و جلوگیری از ورود آسیب بیشتر به زانو می گردد.
* یخ درمانی :
- سبب کاهش تورم زانو می گردد و در هر نوع آسیب حاد و آسیب مزمن زانو کاربرد دارد.
- اغلب مولفان توصیه می کنند یخ درمانی ۳-۲ بار در روز و هر بار برای مدت ۳۰-۲۰ دقیقه صورت گیرد.
- از تماس مستقیم یخ با پوست بپرهیزید. می توانید کیسه حاوی یخ را در حوله قرار دهید و حوله را روی محل بگذارید.
* فشار موضعی به زانو توسط بانداژ محل :
- فشار موضعی سبب کاهش تورم و تسریع بهبودی می شود.
- در برخی از آسیب های زانو بانداژ می تواند به قرار گیری صحیح کشکک سرجای خود و حفظ حرکات مناسب مفصل زانو کمک کند.
* بالا نگه داشتن زانو :
- سبب کاهش تورم و التهاب می گردد.
- بالا نگه داشتن سبب تخلیه مواد زائد و التهابی از زانو به سوی گردش خون مرکزی و کاهش التهاب می شود.
* استفاده از داروهای ضد التهابی غیر استروئیدی ( NSAIDS ) :
- این داروها  در دوز کم سبب کاهش درد می شوند.
- این داروها در دوز بالاتر سبب کاهش التهاب هم می شوند.
- نمونه ای از این داروها عبارتند از : ناپروکسن و ایبوبروفن.
- چنانچه زخم معده یا اثنی عشر دارید یا قبلاً دچار خونریزی به هر دلیل شده اید قبلاً از مصرف این داروها حتماً با پزشک مشاوره کنید.
چه موقع به پزشک مراجعه شود
- هر گاه بعد از انجام برخوردهای اولیه که اشاره شد و یا استفاده از داروهای ضد درد بعد از ۷-۳ روز علائم شما ادامه یافت یا حتی بدتر شد حتماً‌-  به پزشک مراجعه نمائید.
- هرگاه بدنبال آسیب به زانو قادر به راه رفتن روی زانو نبودید فوراً به پزشک یا اورژانس مراجعه نمایید چرا که احتمال بروز شکستگی زانو در این موارد بالاست و یک اورژانس به حساب می آید.
- تب بهمراه درد زانو ( احتمال عفونت زانو )
- درد بسیار شدید و غیر قابل تحمل در زانو.
- زخم بزرگ یا عمیق در ناحیه زانو باشد.
- تورم زانو در افرادی که بیماری خونی دارند ( هموفیلی ) یا آنها که داروهای ضد انعقادی مصرف می کنند ( مثل وارفارین )
شرح حال, معاینه و بررسی های تصویری
شرح حال :
- درد در کجای زانوست ؟
- ماهیت درد چگونه است, درد تیز است یا گنگ و مبهم؟
- آیا آسیب قبلی در ناحیه زانو وجود داشته است یا خیر ؟
- چه حرکاتی درد را بهبود و چه حرکاتی آنرا تشدید می کند ؟
- آیا فرد مشکل طبی خاصی دارد؟
- میزان فعالیت روزانه وی چقدر است ؟
- چه داروهایی احتمالاً مصرف می کند ؟
- آیا حس در ناحیه پا و ساق نرمال است ؟
- آیا فرد تب داشته است یا خیر ؟
معاینه:
- بررسی ظاهری زانو از نظر کبودی, تورم, تغییر شکل.
- بررسی حساسیت زانو در لمس آن.
- بررسی و انجام تستهای اختصاصی مربوط به ارزیابی سلامت رباطها, تاندونها و منیسک ها که خارج از بحث ماست.
رادیوگرافی و سی تی اسکن :
- بر حسب شرح حال و معاینه پزشک امکان دارد برای بررسی شکستگی استخوانی احتمالی یا دررفتگی زانو و گاهی برای بررسی برخی سطوح مفصلی یا مشاهده تغییرات تخریبی زانو ( آرتروز ) عکس رادیوگرافی ساده درخواست کند.
- بندرت پزشک برای بررسی دقیق شکستگی یا دررفتگی امکان دارد سی تی اسکن درخواست کند.
- هم CT اسکن و هم رادیوگرافی ساده برای بررسی شکستگی های عادی هستند اما هر دوی آنها در بررسی و ارزیابی بافت نرم مفصل که شامل رباطها, عضلات و تاندونها و منیسک ها می باشند ناتوان هستند.
ام آر آی:
- در مقایسه با سی تی اسکن, ام آر آی شکستگی های استخوانی را بخوبی نشان نمی دهد.
- در مقایسه با سی تی اسکن, ام آر آی برای بررسی رباطها و تاندونها بسیار عالی است.
آرتروسکوپی :
- به مشاهده داخل مفصل زانو توسط دستگاه ویدئوئی می گویند.
- در این روش جراح توسط ابزاری خاص وارد حفره مفصلی زانو شده و آنرا بدقت بررسی می کند.
- در مواردی می توان اجسام زائد مثل قطعات شکسته غضروف که داخل فضای مفصلی مانده اند و سبب درد شده اند را با این روش تخلیه کرد.
جلوگیری از صدمات زانو
- لاغر اندام بمانید یا بهتر بگوئیم چاق نشوید. با حفظ وزن متعادل فشار بر روی زانوها کاهش و احتمال آسیب و آرتروز هم کاهش خواهد یافت.
- تناسب بدن خود را با انجام حرکات کششی و تقویت متناسب عضلات حفظ کنید. انجام حرکات کششی روی زانو قبل از ورزش به نحو قابل ملاحظه ای صدمات به زانو را کاهش می دهد.
- تقویت عضلات چهار سر رانی و پشت ران هر دو به کاهش آسیب های زانو کمک می کند.
- چنانچه درد مزمن زانو دارید شنا و ورزشهای آبی می تواند درد شما را بهبود بخشد, نیروی شناوری در آب سبب کاهش وزن و نیروی وارده به زانوها می شود.
- به بدن خود احترام بگذارید چنانچه ملی درد زانوی شما را ایجاد نموده یا بدتر می کند آنرا انجام ندهید.
- هرگاه خسته اید ورزش را ادامه ندهید, بسیاری از آسیبهای ورزشی هنگامی رخ می دهند که ورزشکار خسته است.
- استفاده از زانو بند در ورزشهایی مثل والیبال یا بسکتبال مفید است.

+ نوشته شده در  پانزدهم خرداد 1389ساعت 15:54  توسط سیدایوب موسوی  | 

تکنیکهای انفرادی

پاس : 1 . پاس بغل پا
یکی از مهمترین تکنیکهایی که باعث رشد وتعالی یک تیم و یا بالعکس می باشد تکنیک پاس است که میتواند یکی از موثرترین آموزشها برای مربیان وبازیکنان باشد . 
معمولا 75% از مواقعی که توپ دراختیار یار خودی قرار دارد صرف انواع پاس ها به هم تیمی ها ودر سایر موارد صرف دریبل یا باقی تکنیکها میشود .
از اینرو لازم می بینیم شروع مبحث آموزش را از تکنیک پاس آغاز کنیم .
تعریف پاس کامل:
 یک پاس آن زمان کامل است که گیرنده پاس بتواند براحتی ازآن استفاده نماید پاس خوب باعث ارتباط مناسب بین بازیکنان شده درنتیجه اعتمادبه نفس تیم رابالا می برد بنا بر این هیچ چیز زودتر از پاس های بی دقت تیم و بازیکن را خراب نمی کند .
 یک تیم وقتی توانایی حفظ توپ و ارسال پاس مناسب و حمایت محیط داشته باشد درنتیجه می تواند به موقعیتهایی دست یابد .


ویژگیهای یک پاس خوب :
1- ساده باشد 
2- بافریب توام باشد
 3- دقیق باشد
 4- سرعت لازم را داشته باشد 
5- زمان ارسال مناسب باشد.


لازمه پاس ماهرانه 3چیزاست :

1- تکنیک( بازیکنان با تکنیک بالا توانایی ارسال پاسهایی مناسب در راستای تاکتیک تیمی که توام با فریب حریف باشد را دارند)
2-انتخاب( انتخاب سریع در نوع و مسیر پاس باعث به هم ریختن تمرکز تیمی حریف میشود)
3-ارسال مناسب و به موقع (شاید شما بازیکنان کمی پیدا کنید که بتوانند پاسهای باصطلاح طلایی در شرایط خاص بازی بدهند . البته ارسال مناسب و بموقع مختص به عده خاصی نیست و تمامی بازیکنان باید از این توانایی حداقل بهره را دارا باشند که با تمرینات خاص میسر می گردد)

انتخاب پاس به پنج عامل دیگر محتاج است :


1- آگاهی محیطی نگاه قبل از دریافت توپ به محیط وپیداکردن افراد
2- محل استقرارهم بازیان
3- نقاط مختلف زمین(هراندازه به دروازه خودنزدیک می شویم درصد اطمینان پاس باید بیشتروهراندازه به دروازه حریف نزدیک می شویم می توان از پاسها یی با ریسک بیشتر استفاده کرد)
4- به اهداف تاکنیکی تیم ارتباط داشته باشد 
5- به قابلیتهای تکنیکی بازیکن توجه گردد


همچنین پاس دارای اشکال مختلف میباشد که بسته به کار برد آن استفاده و آموزش داده می شود 

به عنوان مثال پاسهای بیرون پا علاوه بر خصوصیات خاصی که دارد اغلب موارد خالق صحنه های بسیار زیبا نیز می باشد که در مباحث بعدی مفصلا به اشکال پاس می پردازیم.

اما قبل از آموزش نحوه پاس چند مطلب مهم وقابل توجه مربیان :

اگر بازیکنی توانایی ارسال پاس کوتاه را با شرایط پاس خوب که در بالا ذکر شد را ندارد حتما در ارسال پاسهای بلند نیز دچار مشکل خواهد بود .
اگر بازیکنی توانایی ارسال پاس خوب در شرایط بدون حضور حریف را ندارد حتما حضور یک یا دو حریف او را دچار مشکل خواهد کرد .
اگر بازیکنی توانایی پاس بادقت وحفظ خونسردی خود را در شرایط تمرینی وعادی ندارد در شرایط مسابقه دچار مشکل خواهد بود.
قابلیتهای بازیکنان خود را در ارسال انواع پاسها بشناسید و بر روی آنها کار کنید تا در مسابقات بتوانید آنهارا در کنار هم مکمل هم کنید.  





تکنیک پاسهای زمینی:
پاس با بغل پا :
× پای تکیه بایددر کنار توپ با فاصله 4 انگشت قرار بگیرد وپای ضربه زننده باتوپ زاویه45الی90درجه بسازداگر سررا ساعت 12وتوپ وپای تکیه را ساعت6حساب کنیم پای ضربه زننده بایدبرای نونهالان ازساعت5حرکت کند برای آماتورها ا ز ساعت4وبرای حرفه ای ها از ساعت3(فراموش نکنید که پای ضربه زننده باید در امتداد توپ حرکت کند واصطلاحا تا ساعت 9 بالا بیاید مزیت این حرکت دقت در پاس ،زیبایی پاس وحرکت پس از پاس میباشد ) 
× سرباید برروی توپ عمود باشد یعنی اگرسنگی راازبالای چشم رهاکنیم سنگ به روی توپ بیافتد .
× با پایین آ وردن مرکزثقل بدن ضربه را توسط گودی داخل پا به مرکز توپ واردمی کنیم . 
×تعقیب توپ پس ا ز ضربه تا رسیدن به هدف ( این کار باعث حرکت وحمایت میشود )
× پنجه پابایدحتماروبه بالاباشدزیرا باعث سفت شدن مفصل پامی شودوعلاوه بر دقت در پاس ا ز آ سیب دیدن مچ پا نیز جلوگیری می کند.
× برای پاس بایدروبروی یارباشیم باسرعت مناسب( سرعتی که مناسب فاصله باهدف باشد) ودقت بالا وهمچنین بموقع پاس بدهیم یعنی زمان پاس نه آنقدر دیر باشد که منطقه بازی شلوغ شود که هم تیمی مان نتواند از آن استفاده کند ونه آنقدر زود که نتواند از آن استفاده کند .
×پای تکیه در تمام اشکال پاس نقش بسیار مهمی را ایفا میکند و برای زننده ضربه حکم مگسک را دارد اگر پای تکیه کج باشد توپ به همان سمتی میرود که پای تکیه رو به آن بوده .
×توجه کنید که یکی از اشکال پاسهای زمینی پاس بغل پا می باشد که در میان پاسها بیشتر شناخته شده است و بعلت دقتی که دارد از آن استفاده بیشتری می شود .




پاس با روی پا وبیرون پا:
همان طور که گفته شد پاس یکی از تکنیکهای کلیدی جهت رشد فردی و تیمی است که در مبحث پاس با بغل پا به بحث در مورد تکنیک و موارد استفاده این نوع پاس و همچنین موارد کوچینگ آن پرداختیم.
اما پاس با روی پا در مواردی شبیه به پاس بغل پا از نظر تکنیکی میباشد ولی با توجه به خصوصیات وپیچیدگی خاص از نظر تکنیکی تفاوتهایی نیز دارد که قابل توجه مربیان نیز میبا شد.
البته ارسال این نوع پاس کمی سختر از پاس با بغل پا میباشد ونیاز به تمرین وممارست بیشتری نیز دارد .
همانطور که گفته شد خصوصیات یک پاس خوب آن است که در یافت کننده توپ بتواند به سادگی از آن درجریان بازی استفاده کند یعنی دارای سرعت و قدرت لازم باشد و در زمان مناسب ارسال شود .
اما از دیگر مزایایی که یک پاس خوب باید داشته باشد این است که باید با فریب توام باشد که این خصوصیت در پاسهای روی پا و بیرون پا بیش از سایر پاسها دیده میشود.
+ نوشته شده در  پانزدهم خرداد 1389ساعت 15:52  توسط سیدایوب موسوی  | 

حرکات اصلاحی اعضاء بدن

مقدمه :آشنای با حرکات اصلاحی

درمراحل حساس رشد بویژه درکودکان ونوجوانان حرکات ورزشی وتقویت کننده ساختار فیزیکی منظم وباقاعده بسیار ضروری است وغالبا“عدم پرداختن به این موضوع تبعات ناگواری رابه دنبال دارد که از آن جمله میتوان به عدم تسریع در رشد وابتلا به ضعف حرکتی اشاره نمود.که این مشکلات درسالهای اخیربطورفزاینده ای به خاطر ماشینی شدن زندگیها وصنعتی شدن جوامع توسعه پیدا کرده است.ازآنجا که ضعف حرکتی وعدم پرداختن به فعالیتهای جسمانی منظم دردوران کودکی ونوجوانی ازعمده علل بروز ضعف بدنی میباشد میتوان اذعان داشت که فعالیتهای جهیدن ْ‎ُْ،پریدن،لی لی کردن،سر خوردن و.....از جمله فعالیتهایی هستند که باعث تسریع در رشدوتکامل کودک میگردند.   

 با توجه به اهمیت این موضوع میتوان گفت :هدف اصلی واولیه حرکات اصلاحی برطرف کردن ضعفهای مختلف جسمانی افراد جامعه به ویژه کودکان ونوجوانان میباشد.

بی شک تندرستی مهمترین سرمایه انسان است . امروزه نقش ورزش در کاهش ناهنجاری های روانی و تعادل اجتماعی و تأمین تندرستی آدمی بیش ار پیش آشکار شده است .

تربیت بدنی و علوم ورزشی دانشی گسترده و چند وجهی است . و به دلیل ساختار چندگانه علمی ، دانش بین رشته ای علوم محسوب می شود و هدف آن بطور کلی بهبود کیفیت زندگی انسان است.

 امروزه تربیت بدنی و علوم ورزشی گرایشهای گوناگونی دارد که به تناسب حیطه اختصاصی اش با شاخه ای از دانش بشری ارتباطی تنگاتنگ دارد. هرچند این تنوع علمی بر جامعیت رشته مزبور افزوده است ، همپای آن گستردگی و پیچیدگی رشته را نیز به دنبال داشته و ضرورت تربیت متخصصان را به طور ویژه در هر گرایش انکارناپذیر کرده است.

یکی از مهمترین گرایشهای این رشته ، حرکات اصلاحی و درمانی می باشد. موضوع مورد مطالعه در حرکات اصلاحی و درمانی ، بررسی ضعفها و ناهنجاریهای اکتسابی دستگاه استخوانی ، عضلانی و مفصلی افراد جامعه است. این ناهنجاری ها عموما ً به دلایلی چون عادات حرکتی نامناسب ، فقر حرکتی شرایط نامناسب محیطی و با مشخصه تدریجی بودن ، بویژه در دوران کودکی و سنین رشد ، بروز کرده است . این اختلالات هنوز آنقدر شدت نیافته اند که مشکلات جدی برای فرد مبتلا ایجاد کرده و   او را به دست جراح ارتوپد بسپارند یا او را ناگزیر از استفاده از وسایل کمکی و انواع بریسها و پروتز ها نمایند و عنوان بیمار به فرد اطلاق شود. بنابراین امکان بهبود و اصلاح از طریق حرکات جبرانی و ورزشهای درمانی وجود دارد.

همچنین به دلیل گسترش ورزش حرفه ای و آماده سازی های طاقت فرسای ورزشکاران در طول تمرینها و مسابقات ، تغییرات نامطلوب قامت در ورزشکاران هر رشته و سپس ارائه حرکات جبرانی و اصلاحی برای پیشگیری و رفع آنها ، اکنون در مرکز توجه حرکات اصلاحی و درمانی قرار دارد. پس در یک نتیجه گیری کلی موضوع مورد مطالعه حرکات اصلاحی و درمانی ، تعادل ساختار فیزیکی بدن یا همان وضعیت بدنی است.

برای تشخیص وضعیتهای طبیعی و غیرطبیعی ، وضعیت بدنی در حالتهایی چون ایستادن ، راه رفتن ، نشستن و خوابیدن و نیز وسایل مورد استفاده چون کفش ،  کیف ، میز و صندلی ، اتومبیل و اخیرا ً نیز رایانه ها نیز مطالعه می شود. در گذشته، به دلیل جنبه های کاربردی و سودمندی های اجتماعی این رشته ، بویژه در مدارس و در سطح کودکان ، نوجوانان و جوانان و اکنون به دلیل توسعه ورزش قهرمانی و ضرورت پیشگیری و اصلاح ناهنجاری های ورزشکاران ، حرکات اصلاحی پیشرفت و تحول چشمگیری یافته است.این حیطه علی رغم اشتراکاتی که با علوم توانبخشی دارد ، به دلیل ویژگیهای اختصاصی از ماهیت و کارکرد مستقلی برخوردار است و در رشته علوم ورزشی جایگاه علمی و حرفه ای شایسته ای به خود اختصاص داده است که مؤید این امر کتابها، مجلات، مقالات، تحقیقات و انجمنهای علمی و شغلی

 

پای پرانتزی

تعریف

تغییر وضعیت زانوها را از حالت طبیعی به سمت داخل زانو،زانوی چسبیده یا برون گرا می گویند    (نزدیک شدن زانو ها به یکدیگر) این ناهنجاری برعکس پای کمانی(واروس)است و در بررسی   استخوان بندی،هنگامی که فرد می ایستد،زانوها با یکدیگر تماس دارند و قوزک پاها با هم فاصله دارند به نحوی که نزدیک کردن و تماس قوزک داخلی پا با یکدیگر و یا تماس سطح داخلی ساقها امکان پذیر نیست.                                                                                           

علایم و روش اندازه گیری                                                 

یکی از علایم این عارضه آن است که فاصله عرضی پاها از یکدیگر در هنگام راه رفتن و ایستادن بیشتر می شود.فرد مبتلا به تدریج روی لبه داخلی پا فشار بیشتری وارد می کند و چنانچه کفش این افراد مورد بررسی قرار گیرد ساییدگی بیشتر در بخش داخلی کفه کفش است.علاوه بر این ناهنجاری پای چسبیده فرد را متمایل به نشستن قورباغه ای می کند.

برای اندازه گیری این ناهنجاری شخص باید سرپا بایستد و زانوها را به هم بچسباند.در این حالت پا    به سمت جلو و بدون چرخش است.چنانچه بین دو قوزک فاصله باشد آن را با کولیس اندازه گیری     می کنند.میزان این ناهنجاری را به چهار درجه به شرح زیر تقسیم کرده اند:

درجه 1:فاصله ی بین دو قوزک از 5/2سانتیمتر کمتر است.

درجه 2:فاصله ی بین دو قوزک 5-5/2 سانتیمتر است.                                   

درجه 3:فاصله ی بین دو قوزک7-5 سانتیمتر است.

درجه 4:فاصله ی بین دو قوزک از 7 سانتیمتر بیشتر است.

علل

کشیدگی عضلات و تاندونهای داخلی ران و مفصل زانو و همچنین کشیدگی عضلات جانب داخلی ساق و عناصر لیگامنتی و کپسول مفصلی از علل اولیه ی این عارضه است.طبعاً افرادی که علاوه بر مشکلات فوق،اضافه وزن هم داشته باشند آسیب پذیرترند.پای به هم نزدیک با پای پرونیت یا والگوس شدید همراه است،خصوصاً در سنینی که بچه ها شروع به راه رفتن می کنند.این ناهنجاری در سنین 6-2 سالگی شایعتر است.

علل ایجاد کننده زانوی پرانتزی
1. وزن زیاد :
فشار بر روی استخوان ها هم در بچه ها و در بزرگسالان عامل زانوی پرانتزی و ضربدری است. 2. زمینه ارثی: افرادی که زمینه استعداد ارثی در آنها وجود دارد.
3. بیماری روماتیسم« التهابی» عفونت مفاصل.
4. راشیتیسم نرمی استخوان.
5. رشدکندیل داخلی در وضعیت طبیعی کندیل داخلی نسبت به خارجی پائین تر است« که رشد کندیل به سمت بیرون منحرف می شود».
6. شکستگی.
7. در مورد بچه ها قنداق کردن« پوشاک زیاد» در مرحله بعد زود راه افتادن آنها.
8. فرو رفتگی در قسمت داخلی زانو که توأم با درد می باشد.
9. کشیدگی در قسمت خارجی زانو« کشـش».
10. کشکـک به سمت داخل انحراف پیدا نموده و درد در قسمت قدامی زانو بروز می نماید
11. صافی کف پا اگر زاویه به 90 درجه برسد.
12. طبیعی 130- 120 درجه می باشد
Coax Veraگویند.
13. پارگی خارجی
LCL .
14. اگرعضله همسترینگ ضعیف باشد درد داریم،اگر نیم وتری و نیم غشایی ضعیف شوند،قادر به تحمل فشار عضله ثابت داخلی نبوده،درنتیجه زانو به سمت داخل منحرف می شود.
15. کوتاهی همسترینگ وضعف دو سر رانی.
16. کوتاهی فاصله درشت نی .
17. قورباغه ای نشستن« چهار زانو».

عوارض

در نتیجه ی این ناهنجاری فشاری که در راه رفتن و دویدن یا ایستادن بر پا می آید بیشتر روی لبه ی داخلی پا اعمال می شود.این عمل در افت قوس طولی پا مؤثر است همچنین بر اثر فشار وارد بر بخش داخلی مچ پا،لیگامنت دلتوئید دچار کشیدگی و تحمل فشار اضافی می شود.

لیگامنتهای جانب داخلی زانو(لیگامنت طرفی درشت نئی - رانی)در معرض کشیدگی لیگامنت طرفی مقابل(نازک نئی - رانی)در معرض فشردگی و کوتاه شدگی قرار می گیرد.مینیسکهای خارجی پا       به دلیل کاهش فضای مفصلی در ناحیه ی خارجی زانو در معرض آسیب پذیری و فشردگی قرار       می گیرد.

پیشگیری و درمان

برای اصلاح این ناهنجاری،ضمن اجرای تمرینهای و حرکات اصلاحی باید توصیه های زیر مد نظر قرار گیرد:

1.    در صورت وجود اضافه وزن بکوشید آن را کاهش دهید.

2.  سعی کنید هنگام راه رفتن،دویدن و ایستادن،لبه ی خارجی پا فعالتر باشد(روی لبه خارجی پا فشار بیاورید)به نظر می رسد استفاده از کفیهایی که لبه داخلی ضخیمتری دارند در بهبود ناهنجاری مؤثر باشد.

3.  چنانچه فرد عادت به نشستن به صورت  قورباغه ای دارد،از نشستن به این صورت پرهیز کند.و      از ضربه زدن به اجسام سنگین مثل توپ مدیسنبال یا ضربه شدید به توپ فوتبال با کناره داخلی پا خودداری کند.

تمرینهای اصلاحی باید به گونه ای طراحی شود که ضمن ایجاد جنبش پذیری و تحرک در مفصل زانو   موجب تقویت عضلات جانب داخلی پا و عضلات درون گرداننده ی ساق پا شود،مثل عضلات نیمه غشایی،نیمه وتری،خیاطه و پهن داخلی.همچنین تمرینهای دیگری باید انجام داد که باعث کشش و انعطاف عضلات جانب خارجی پا مثل عضله کشنده پهن نیام شود.

 

 

 

 

 

 

نرمش های اصلاحی پای پرانتزی
1- بایستید. یک گام بلند بردارید و با خم کردن و صاف کردن متناوب زانو ها، حرکت فنری شکل به پاهای خود بدهید تا در پشت پا احساس کشیدگی کنید. حرکت را با گام دیگر نیز انجام دهید.

2- با کناره داخلی پای خود راه بروید.

3- بایستید و پاها را به اندازه عرض شانه ها از هم دور کنید. تنه را از پهلو به یک طرف خم کنید. کف دست را روی قسمت بیرونی زانو قرار داده و کمی فشار دهید. تمرین را با طرف دیگر بدن انجام دهید.


 

 

 

4- بایستید. یک پای خود را بکشید و قوزک داخلی آن را روی لبه ی میزی با ارتفاع مناسب قرار دهید. در حالیکه زانو ها خم می شوند دستها را به زمین برسانید و مجدداً به حالت اول برگردید. سپس با پای دیگر حرکت را تکرار کنید.

5- بنشینید و پاها را دراز کنید. مطابق شکل یکی از زانو ها را خم کرده و روی پای دیگر قرار دهید. با آرنج دست مخالف بطور متناوب، به زانوی خمیده فشار آورید.

6- به یک پهلو بخوابید، پا را در وضعیت کشیده قرار دهید. یک پا را تا حد امکان بالا ببرید، سپس به جای اول برگردانید و حرکت را چندین بار تکرار کنید.



 

 

 

7- در وضعیت ایستاده کنار دیوار با جانب خارجی ساق به دیوار فشار وارد کرده و سعی در دور کردن دیوار نمایید.
8- در وضعیت ایستاده یک پا را با کنار خارجی پا پرتاب نمایید.

قلنج عضلانی

 قلنج عضلانی یک انقباض ناگهانی ، غیر ارادی و دردناک است که  می تواند تونیک یا کلونیک باشد                      

نشانه ها و علائم
نشانه اصلی کرامپ عضلانی درد در عضله است . عضله نسبت به لمس، دردناک و حساس میشود .   در بیشتر موارد فرد بعلت درد قادر به استفاده از عضله درگیر نیست .
 
 انواع قلنج گرفتگی عضلات پاها در هنگام خواب ،گرفتگی عضلات ناشی از گرما ی زیاد (اسپاسم همراه با درد) گرفتگی عضلات دست در اثر نوشتن زیاد از حد

 درمان

  - درمان فوری کرامپ عضلانی استرچ ( کشش ) و ماساژ آرام است .1

کرامپ ساق پا : عضله ساق پا  را با یک دست محکم بگیرید و با دست دیگر آن را به سمت انگشتان بکشید            ( hand flexors )    کرامپ عضلات خم کننده دست ؛ انگشتان را صاف کنید      کرامپ کف پا : انگشتان را صاف کنید ؛ یا روی پنجه پا بایستید
... 
- پمادهای ضد التهابی مثل سالیسیلات ، پیروکسیکام و2  کیسه یخ در موارد شدید   - استفاده از3

 

کف پای صاف

تعریف

کاهش یا از بین رفتن کامل ارتفاع قوس طولی داخلی پا را صافی کف پا می گویند که براساس شدت و ضعف میزان این ناهنجاری متفاوت است.

علل ایجاد ناهنجاری

پای صاف معمولاً به دو طریق ایجاد می شود:1.مادرزادی یا وراثتی 2.اکتسابی یا محیطی.

1.مادرزادی: ناهنجاری کف پای صاف ممکن است از والدین به کودک ارث برسد.اما تعداد کمی از کودکان با این عارضه متولد می شوند.نوع مادرزادی این ناهنجاری به نسل بعد نیز منتقل می شود.این نوع ناهنجاری را ثابت می گویند و درمان آن هم مشکل تر است.

2.کف پای اکتسابی: تقریباً 90 درصد نوزادان هنگام تولد از نظر قوسهای کف پا سالم هستند.اما این درصد در نوجوانی و بلوغ کاهش می یابد و بر تعداد افراد دارای پای ناهنجار افزوده می شود.معمولاً این نوع صافی کف پا انعطاف پذیر است و در نتیجه ممکن است در حالتی که وزن بدن روی پا نباشد شکل طبیعی به خود بگیرد.صافی کف پا بعد از تولد در اثر عوامل زیر ایجاد می شود:

1.  نداشتن تحرک کافی،ضعف عضلانی در ناحیه ی ساق و کف پا شامل عضلات باز کننده ی انگشتان پا ،ساقی خلفی و قدامی و نازک نی بلند،کوتاه و طرفی و عضلات عمقی کف پا.

2.    وزن زیاد، خصوصاً افرادی که در زمان کوتاه به سرعت اضافه وزن یافته باشند.

3.    نوع شغل،مشاغلی که نیاز به سرپا ایستادن طولانی و ثابت دارد مثل آرایشگری و یا دندانپزشکی.

4.    پوشیدن کفشهای نامناسب،تنگ و پاشنه بلند.

5.  افزایش سن که در نتیجه ی آن عضلات و لیگامنته به مرور زمان ضعیف می شوند و نمی توانن قوسهای پا را در حالت طبیعی نگه دارند.

6.  بیمارانی که در مدت زیادی بستری بوده اند موقعی که مجدداً فعالیت خود را شروع می کنند،دچار درد و ناراحتی در کف پا می شوند.

در بررسی علل ایجاد کف پای صاف،سن و وضعیت  جسمانی نیز باید مورد توجه قرار گیرد.زیرا در هر سنی علت خاصی باعث ایجاد این صدمه در فرد می شود.برای مثال کف پای اکتسابی در بزرگسالان به صورت قابل ملاحظه ای در اثر نوع کار است،در حالی که در افراد جوان و ورزشکار عمدتاً در اثر ناهمگنی در میزان انعطاف و قدرت عضلات ناحیه ساق و کف پا می باشد.

شناخت و علایم کف پای صاف

یکی از ساده ترین راهها برای شناسایی کف پای صاف ظاهر پاست که در ناحیه ی میانی و داخلی گودی طبیعی لازم را ندارد.چنانچه نقشی از کف پای این افراد به وسیله رنگ و یا پودر روی زمین گذاشته شود،مشاهده می شود که اثر کف پای آنها با پای طبیعی متفاوت است  ودر سطح بیشتری با زمین تماس دارد. افرادی که صافی کف پا دارند با توجه به اینکه قسمت جلو پا ابداکسیون پیدا کرده لذا هنگام راه رفتن انگشتان پا را به سمت خارج قرار می دهند.این نوع راه رفتن را در زبان انگلیسی out toeing می گویند.

وضعیت کف پا و نحوه ی قرار گرفتن استخوان قاپ روی پاشنه نیز به هم ربط دارند،به این نحو که همزمان با کاهش قوس طولی پاشنه نیز به سمت خارج متمایل می شود.همچنین عوامل بخصوصی ممکن است موجب نادرست قرار گرفتن پا و ساق در امتداد یکدیگر و ضعف مکانیکی  و در نتیجه وارد آمدن فشار بیش از حد به طرف داخل پا شوند چنانچه مدت طولانی باشد این فشار ممکن است موجب کشش تدریجی عضلات ،تاندونها و رباطها در طرف داخل پا شود.( اگر از پشت به پای فرد در حال ایستاده نگاه کنیم فردی که کف پایش صاف است پاشنه پایش بصورت پیچ خورده دیده می شود)

 

برای سنجش وضعیت کف پا از دو روش استفاده می شود

1.روش تست آینه (پدواسکوپ)

این روش سنگینی وزن بدن بر قسمتهای مختلف پا را می سنجد.در این تست،بعد از آماده کردن دستگاه از فرد می خواهیم روی دستگاه بایستد.تماس کف پا با شیشه و نحوه ی تحمل وزن در آینه ی پایینی دستگاه قابل رؤیت است.این روش ضمن اینکه نقاط تماس کف پا را مشخص می کند،میزان نیرویی را که به قسمتهای مختلف پا وارد می شود به صورت تقریبی نشان می دهد.

2.روش پدو گرافی

در این روش اثر کف پا در حالت حرکت بررسی می شود.در پدوگرافی کف پا به جوهر رنگی آغشته می شود و از فرد می خواهیم که روی سطحی صاف راه برود به طوری که اثر کف پا روی سطح به صورت مشخصی باقی بماند.در این روش ابتدا مسیر حرکت فرد توسط خط باریکی روی سطح مشخص می شود.روش پدوگرافی نسبت به روش اثر پا (نقش پا) دقت بیشتری دارد.

عوارض

قطعاً بخشی از عوارضی که در اثر ناهنجاری کف پای صاف ایجاد می شود به وظایف قوسهای کف پا مربوط است.گفته شد که وظایف این قوسها ایجاد تحرک بیشتر در کف پا و جذب و تعمیم ضرباتی است که از ناحیه ی کف پا به بدن وارد می شود.بدیهی است در صورت نبودن قوسهای طبیعی اعمال فوق در پا انجام نمی شود و نیروهایی که در نتیجه ی راه رفتن ،دویدن و پریدن به کف پا وارد می شود به قسمتهای فوقانی بدن وارد خواهد شد که به دنبال آن ناراحتیهایی در مفاصل مختلف  بدن از زانو و مهره های کمر ایجاد می شود. در واقع می توان گفت در نتیجه ی ایجاد این عارضه بخش مهمی از سازه کار جذب شوک ناشی از وزن بدن با مشکل روبرو می شود.

این ناهنجاری علاوه بر تضعیف  توانمندی عمومی پا،ساختار پا را به گونه ای تغییر می دهد که فرد تمایل دارد هنگام راه رفتن پنجه های پای خود را به طرف بیرون بگذارد و استخوان قاپ و پاشنه ی پا نیز از حالت عمومی خود خارج می شوند.در این عارضه انگشتان کف پا فعالیت اصلی خود را از دست می دهند و در نتیجه عضلاتی که در خم و باز کردن انگشتان دخالت دارند ضعیف می شوند.اگر ناهنجاری اکتسابی خصوصاً در کودکان درمان نشود تغییرات استخوانی هم به دنبال آن به وقوع می پیوندد و این عارضه در بزرگسالی به حالت ثابت درمی آید.

ویژگیهای عضلانی در ناهنجاری کف پای صاف

1.    عضلات درون گرداننده تحت کشش قرار می گیرند و در نتیجه ضعیف می شوند.

2.    عضلات برون گرداننده شامل عضلات نازک نی  کوتاه،بلند و طرفی کوتاه می شوند.

3.    تاندون آشیل و عضله ی دو قلو کوتاه می شود.

4.    کلیه عضلاتی که در باز و خم شدن انگشتان پا در ناحیه ی ساق و کف پا دخالت دارند ضعیف می شوند.

اصلاح صافی کف پا


1.چرخانیدن پابه سمت داخل در این حالت حداقل 30 ثانیه حفظ گردد( از بالا وپائین زانوگرفته شود)
2.. کوتاهی تاندون آشیل کشاندن پابه سمت خودش«بالا» باپارچه. 3.تقویت برای تاندون آشیل« استفاده از تخته با زاویه 30 درجه روی زمین وتکیه به دیوار». اغلب درد مربوط به اندام تحتانی کمر،زانو،آشیل از بین می رود. 4.کشیدن پا با دست« توسط یارکمکی» که به ساعد چسپیده است.درمورد بچه تا سن 3 سالگی نمی توان اظهارنظر نمود،چون چربی های بدن او کاملاً هماهنگ نشده است. 5. قرار دادن پارچه نازک زیر پا و باخم کردن انگشتان پارچه زیر پا جمع می شود.عضلات خم کننده انگشتان درحفظ قوس پا نقش دارند. 6. برای تقویت بهتر« سطح پیشرفته تر» روی پارچه وزنه قرارمی دهیم. 7.راه رفتن روی لبه داخلی پا(عضلات بداخل چرخاننده پا کارمی کنند،درشت نی قدامی)
8.راه رفتن روی پاشنه پا کشیدن آشیل و تقویت عضلات درشت نی. 9. راه رفتن به شکلT 10.راه رفتن در زمین های شنی،چرخاندن کف پا بداخل و بعداً قرار دادن روی شن. 11.استفاده ازتوپ و خم کردن انگشتان روی توپ،خم کننده ها تقویت می شوند.)خم کردن انگشتان و چرخش بداخل، خم کردن انگشتان بداخل و مقاومت ایجاد کردن بادست(
با این حرکات قوس کف پا اصلاح می گردد ولی به تنهایی اثری ندارند.
- 
 در درجه اول باید ازکفی طبیعی استفاده نماید. -. برای درست شدن صافی کف پای بچه هاتاسن 12 ساله درخانه تا مادامی که سرپا هستند باید از دمپایی طبی قوس دار استفاده نمایند. - افرادی که صاف کف پا دارند و رباط آنها شل می باشد،به هیچ وجه قابل اصلاح نیستند،اما اگر ازکفی طبی استفاده کنند مشکلی برای آنها ایجاد نمی گردد. -  اگر ورزش های اصلاحی درست انجام دهند،وکفش آنها دارای کف طبی باشد درعرض دو تاچهار سال صافی کف پا درست می شود.
- 
 در صورت استفاده از کف طبی درست بازهم پس از مدتی قوس پا اصلاح می گردد،قوس که درست گردد به مرور زمان طول آنها کوتاه می شود و قوس ایجاد می گردد( از طریق ایجاد عضلات طول آنهاتغییر می یابد)
-  در سنین بالا آنهایی که مدت مدیدی از صافی کف پاهایشان گذشته، اگر حرکات اصلاحی انجام دهند صافی کف پا اصلاح می شود.

انگشت شست کج

تعریف

در ناهنجاری انگشت شست کج یا هالوکس والگوس،انگشت شست به طرف انگشت دوم نزدیک   می شود.زمانی می توان گفت این ناهنجاری ایجاد شده که محور استخوان بند اول شست نسبت به محور استخوان اول کف پایی بیش از ده درجه به سمت خارج انحراف داشته باشد.در مراحل پیشرفته ی این عارضه معمولاً انگشت شست روی دومین انگشت پا قرار می گیرد

 

علایم و علل انگشت کج

در افرادی که قوس عرضی پای آنها ضعیف است امکان بروز شست کج بیشتر است.برای شناخت این ناهنجاری نیازی به ارزشیابی یا استفاده از وسایل خاصی نیست و ظاهر غیر طبیعی پا به خوبی قابل رؤیت است ،اما اگر مطالعات درمانی هدف باشد از تکنیکهای رادیو گرافی و گونیامتر استفاده می شود.

علل این عارصه بیشتر وراثتی است ،هر چند عوامل محیطی زیر می توانند زمینه ساز اختلالاتی در وضعیت استخوان شست پا باشند.

1.از بین رفتن قوس عرضی پا و در نتیجه پهن شدن پا و نهایتاً انحراف انگشت شست به سمت سایر انگشتان.

2.پوشیدن کفشهای تنگ مخصوصاً زمانی که فرد دچار ضعف عضلانی باشد.

3.عفونتهای مفصلی.

عوارض:وجود پینه در اطراف مفصل،بد شکل شدن پا،ضعف و کاهش تحرک کف پا خصوصاً در ناحیه ی پنجه هاو همچنین اختلالات مفصلی (افزایش فضای مفصلی در طرف خارجی و محدودیت فضای مفصلی در طرف داخلی)از پیامدهای انگشت شست کج است.

در این عارضه معمولاًعضلات دور کننده ی شست دچار کشیدگی و انعطاف بیش از حد و عضلات نزدیک کننده،کوتاه می شوند.

 

پیشگیری و درمان

گفته شد که تمرینهای اصلاحی به کندی بر عضلات پا اثر می کنند.این موضوع در مورد عضلات مربوط به شست پا شدیدتر است.لذا باید سعی شود با رعایت بهداشت حرکتی و انجام الگوهای معیارحرکتی و با استفاده از وسایل و ابزارهای مناسب از بروز این ناهنجاری جلوگیری کرد.در عین حال مبتلایان - به ویژه کودکان – نباید کفشهای تنگ و نوک دار،مخصوصاً کفشهای پاشنه بلند بپوشند.

تمرین 1

هدف:ایجاد تحرک در مفصل شست

روش اجرا:در وضعیت نشسته یا ایستاده مداد یا شیئی را از روی زمین با انگشت شست بردارید.این حرکت را چندین بار تکرار کنید.اگر تعادل لازم را در اجرای این تمرین ندارید بهتر است حرکت را در حالت نشسته انجام دهید.

تمرین 2

هدف:توسعه ی تحریک پذیری مفصل شست

روش اجرا:در وضعیت نشسته انگشت شست را با دست بگیرید و به آرامی به آن حرکات چرخشی بدهید.چرخش به طرف بیرون را فعالتر انجام دهید.

 

تمرین 3

هدف:توسعه ی عضلات نزدیک کننده ی شست پا

روش اجرا:در وضعیت نشسته انگشت شست را با دست بگیرید و به آرامی آن را به سمت داخل بدن بکشید،سپس انگشت را به حالت اولیه بازگردانید.حرکت را مجدداً تکرار کنید

 

پای پهن 

تعریف

قوس عرضی کف پا در قسمت قدامی(ناحیه ی پنجه ها)است.اگر ارتفاع این قوس کاهش یابد،در ساختار ظاهری پا نیز تغییراتی ایجاد می شود که به پای پهن موسوم است.در حالت طبیعی فقط سر استخوانهای اول و پنجم کف پا در قسمت قدامی متحمل وزن بدن می شود ،در حالی که بعد از ایجاد عارضه استخوانهای دوم،سوم و چهارم نیز پایین می افتند.

علل ایجاد پای پهن

علل اکتسابی تغییر وضعیت کف پا از حالت طبیعی به وضعیتی که قسمت جلو پا پهن می شود          و نهایتاً به کاهش ارتفاع یا افت کامل قوس عرضی پا می انجامد به شرح زیر است:

1.وارد شدن فشار بیش ازحد معمول به کف پا

2.استفاده از کفشهای پاشنه بلند که باعث وارد شدن فشار بیش از حد به قسمت جلو پا می شود.

3.ضعف و کشش لیگامنتهای کف پا.

4.ضعف عضلات عمقی کف پا.

علایم و عوارض

 نشانه ها و پیامد های این ناهنجاری بیشتر در ارتباط با کف پای صاف بررسی می شود.کاهش قوس عرضی را می توان به از بین رفتن قوس طولی پا مربوط دانست.البته در موارد بسیار نادر می توان مشاهده کرد که قوس طولی وضعیت طبیعی خود را داراست اما قوس عرضی افتاده و ظاهر پا نیز پهن به نظر می رسد که عمدتاً این چنین ناهنجاریها وراثتی به نظر می رسد.شکل ظاهری پا و پینه ای که در قسمت قدامی کف پا در این افراد ایجاد می شود از بارزترین علایم آن است.

پیشگیری و درمان

با توجه به اینکه عضلات کف پا نسبت به سایر عضلات بزرگتر بدن در برابر حرکات اصلاحی تأثیر پذیری کمتری دارند،درمان و پیشگیری ناهنجاری قوس عرضی کف پا توسط حرکات اصلاحی نیاز به اجرای تمرین در مدت طولانی دارد گاه نیز تمرین در این ناهنجاری بی اثر است.علت آن است که قوس عرضی جلو کف پا بیشتر توسط لیگامنتها و نیام کف پایی و مهمتر از همه ساختار استخوانی محافظت می شود و عضلات نقش بسیار ضعیفی در ایجاد نگهداری این قوس دارند.در واقع این ناهنجاری عمدتاً توسط پزشک ارتوپد و با تجویز کفشهای طبی درمان پذیر است.

 

+ نوشته شده در  پانزدهم خرداد 1389ساعت 15:51  توسط سیدایوب موسوی  | 

نامه امام علی(ع) به مالک اشتر: ای مالک! اگر شب هنگام کسی را در حال گناه دیدی، فردا به آن چشم نگاهش مکن ، شاید سحر توبه کرده باشد و تو ندانی


وقتی حضرت امیرالمومنین علی (ع) ، مالک اشتر نخعی از یاران خود را به امارت مصر منصوب نمود، به او فرمانی در قالب یک نامه نوشت. این نامه بی تردید از مهمترین اسناد سیاسی حقوق اسلامی و خصوصا شعبه شیعی آن است.این نامه به روشنی رویکرد مترقی امام علی (ع) به مساله حکومت را در عصر جاهلیت عرب و در دوران حکومت های الیگارشی نشان می دهد. در این نامه که به نوعی به قانون اساسی اسلامی ایشان می ماند ویژگی های حکومت اسلامی، حاکم اسلامی، حقوق شهروندان، رابطه دولت با شهروند و … بیان شده است. توصیه به علاقه مندان، خصوصا دانشجویان و دوستداران مباحث حقوق، آنرا با دقت کامل مطالعه کنند. این ترجمه از ترجمه نهج البلاغه انجام شده توسط دکتر آیتی می باشد.

توضیح سید رضی (قدس سره) مولف نهج البلاغه: این فرمان را برای مالک اشتر نخعی نوشت، هنگامی که او را امارت مصر و توابع آن داد.در آن‌هنگام که کار بر محمد بن ابی بکر آشفته شده بود.این فرمان از پرمحتواترین فرمانهاست و از دیگرنامه‌های او محاسن بیشتری در بردارد.

 

متن نامه

به نام خداوند بخشاینده مهربان ‌این فرمانی است از بنده خدا، علی امیر المؤمنین، به مالک بن حارث اشترنخعی در پیمانی که با او می‌نهد، هنگامی که او را فرمانروایی مصر داد تا خراج آنجا را گرد آورد و با دشمنانش پیکار کند و کار مردمش را به صلاح آورد و شهرهایش را آباد سازد.

او را به ترس از خدا و برگزیدن طاعت او بر دیگر کارها و پیروی از هر چه درکتاب خود بدان فرمان داده، از واجبات و سنتهایی که کس به سعادت نرسد مگر به پیروی از آنها، و به شقاوت نیفتد، مگر به انکار آنها و ضایع گذاشتن آنها. و باید که خدای سبحان را یاری نماید به دل و دست و زبان خود، که خدای جل اسمه، یاری‌کردن هر کس را که یاریش کند و عزیز داشتن هر کس را که عزیزش دارد بر عهده گرفته‌است. و او را فرمان می‌دهد که زمام نفس خویش در برابر شهوتها به دست گیرد و ازسرکشی هایش باز دارد، زیرا نفس همواره به بدی فرمان دهد، مگر آنکه خداوند رحمت آورد.

ای مالک، بدان که تو را به بلادی فرستاده‌ام که پیش از تو دولتها دیده، برخی دادگر و برخی ستمگر. و مردم در کارهای تو به همان چشم می‌نگرند که تو درکارهای والیان پیش از خود می‌نگری و درباره تو همان گویند که تو درباره آنها می‌گویی و نیکوکاران را از آنچه خداوند درباره آنها بر زبان مردم جاری ساخته، توان شناخت.باید بهترین اندوخته‌ها در نزد تو، اندوخته کار نیک باشد. پس زمام هواهای نفس خویش فروگیر و بر نفس خود، در آنچه برای او روا نیست، بخل بورز که بخل ورزیدن بر نفس، انصاف دادن است در آنچه دوست دارد یا ناخوش می‌شمارد.مهربانی به رعیت و دوست داشتن آنها و لطف در حق ایشان را شعار دل خود ساز. چونان حیوانی درنده مباش که خوردنشان را غنیمت‌شماری، زیراآنان دو گروهند یا همکیشان تو هستند یا همانندان تو در آفرینش.

از آنها خطاها سر خواهد زد و علتهایی عارضشان خواهد شد و به عمد یا خطا، لغزشهایی کنند، پس، از عفو و بخشایش خویش نصیبشان ده، همانگونه که دوست داری که خداوند نیز از عفو و بخشایش خود تو را نصیب دهد. زیرا تو برتر از آنها هستی و آنکه تو را بر آن سرزمین ولایت داده، برتر از توست و خداوند برتر از کسی است که تو را ولایت داده است. ساختن کارشان را از تو خواسته و تو را به آنها آزموده است.

ای مالک، خود را برای جنگ با خدا بسیج مکن که تو را در برابر خشم او توانی‌نیست و از عفو و بخشایش او هرگز بی‌نیاز نخواهی بود.هرگاه کسی را بخشودی، ازکرده خود پشیمان مشو و هرگاه کسی را عقوبت نمودی، از کرده خود شادمان مباش.هرگز به خشمی، که از آنت امکان رهایی هست، مشتاب و مگوی که مرا بر شما امیرساخته‌اند و باید فرمان من اطاعت‌شود. زیرا، چنین پنداری سبب فساد دل و سستی دین و نزدیک شدن دگرگونیها در نعمتهاست. هرگاه، از سلطه و قدرتی که در آن هستی در تو نخوتی یا غروری پدید آمد به عظمت ملک خداوند بنگر که برتر از توست و بر کارهایی تواناست که تو را بر آنها توانایی نیست. این نگریستن سرکشی تو را تسکین می‌دهد و تندی و سرافرازی را فرو می‌کاهد و خردی را که از تو گریخته‌است به تو باز می‌گرداند.

بپرهیز از اینکه خود را در عظمت با خدا برابر داری یا در کبریا و جبروت، خود را به او همانند سازی که خدا هر جباری را خوار کند و هر خودکامه‌ای را پست و بیمقدار سازد. هر چه خدا بر تو فریضه کرده است، ادا کن و درباره خواص خویشاوندانت و از افراد رعیت، هر کس را که دوستش می‌داری، انصاف را رعایت‌ نمای که اگر نه چنین کنی، ستم کرده‌ای و هر که بر بندگان خدا ستم کند، افزون بر بندگان، خدا نیز خصم او بود. و خدا با هر که خصومت کند، حجتش را نادرست سازد و همواره با او در جنگ باشد تا از این کار باز ایستد و توبه کند. هیچ چیز چون ستمکاری، نعمت‌خدا را دگرگون نکند و خشم خدا را برنینگیزد، زیرا خدا دعای ستمدیدگان را می‌شنود و در کمین ستمکاران است.

باید که محبوبترین کارها در نزد تو، کارهایی باشد که با میانه‌روی سازگارتر بود و با عدالت دم سازتر و خشنودی رعیت را در پی داشته باشد زیرا خشم توده‌های مردم، خشنودی نزدیکان را زیر پای بسپرد و حال آنکه، خشم نزدیکان اگر توده‌های مردم از تو خشنود باشند، ناچیز گردد.

خواص و نزدیکان کسانی هستند که به هنگام فراخی و آسایش بر دوش والی باری گران‌اند و چون حادثه‌ای پیش آید کمتر از هر کس به یاریش برخیزند و خوش ندارند که به انصاف درباره آنان قضاوت شود. اینان همه چیز را به اصرار از والی می‌طلبند و اگر عطایی یابند، کمتر از همه سپاس می‌گویند و اگر به آنان ندهند، دیرتر از دیگران پوزش می‌پذیرند. در برابر سختیهای روزگار، شکیباییشان بس اندک است. اما ستون دین و انبوهی مسلمانان و ساز و برگ در برابر دشمنان، عامه مردم هستند، پس، باید توجه تو به آنان بیشتر و میل تو به ایشان افزونتر باشد.و باید که دورترین افراد رعیت از تو و دشمنترین آنان در نزد تو، کسی باشد که بیش از دیگران عیبجوی مردم است. زیرا در مردم عیبهایی است و والی از هر کس دیگر به پوشیدن آنها سزاوارتر است. از عیبهای مردم آنچه از نظرت پنهان است، مخواه که آشکار شود، زیرا آنچه بر عهده توست، پاکیزه ساختن چیزهایی است که بر تو آشکار است و خداست که بر آنچه از نظرت پوشیده است، داوری کند. تا توانی‌عیبهای دیگران را بپوشان، تا خداوند عیبهای تو را که خواهی از رعیت مستور بماند، بپوشاند. و از مردم گره هر کینه‌ای را بگشای و از دل بیرون کن و رشته هر عداوت را بگسل و خود را از آنچه از تو پوشیده داشته‌اند، به تغافل زن و گفته سخن‌چین را تصدیق مکن. زیرا سخن چین، خیانتکار است، هر چند، خود را چون نیکخواهان وانماید.

با بخیلان رای مزن که تو را از جود و بخشش باز دارند و نه با حریصان، زیراحرص و طمع را در چشم تو می‌آرایند که بخل و ترس و آزمندی، خصلتهایی‌گوناگون هستند که سوء ظن به خدا همه را دربر دارد.بدترین وزیران تو، وزیری است‌که وزیر بدکاران پیش از تو بوده است و شریک گناهان ایشان.مبادا که اینان همراز وهمدم تو شوند، زیرا یاور گناهکاران و مددکار ستم پیشگان بوده‌اند.در حالی که، تومی‌توانی بهترین جانشین را برایشان بیابی از کسانی که در رای و اندیشه و کاردانی‌همانند ایشان باشند ولی بار گناهی چون بار گناه آنان بر دوش ندارند، از کسانی که‌ستمگری را در ستمش و بزهکاری را در بزهش یاری نکرده باشند.رنج اینان بر توکمتر است و یاریشان بهتر و مهربانیشان بیشتر و دوستیشان با غیر تو کمتر است.

اینان را در خلوت و جلوت به دوستی برگزین.و باید که برگزیده‌ترین وزیران توکسانی باشند که سخن حق بر زبان آرند، هر چند، حق تلخ باشد و در کارهایی‌که خداوند بر دوستانش نمی‌پسندد کمتر تو را یاری کنند، هر چند، که این سخنان‌و کارها تو را ناخوش آید.به پرهیزگاران و راست گویان بپیوند، سپس، از آنان‌بخواه که تو را فراوان نستایند و به باطلی که مرتکب آن نشده‌ای، شادمانت‌ندارند، زیرا ستایش آمیخته به تملق، سبب خودپسندی شود و آدمی را به سرکشی‌وادارد.

و نباید که نیکوکار و بدکار در نزد تو برابر باشند، زیرا این کار سبب شود که‌نیکوکاران را به نیکوکاری رغبتی نماند، ولی بدکاران را به بدکاری رغبت‌بیفزاید.با هر یک چنان رفتار کن که او خود را بدان ملزم ساخته است.و بدان، بهترین چیزی که‌حسن ظن والی را نسبت‌به رعیتش سبب می‌شود، نیکی کردن والی است در حق رعیت و کاستن است از بار رنج آنان و به اکراه وادار نکردنشان به انجام دادن کارهایی‌که بدان ملزم نیستند.و تو باید در این باره چنان باشی که حسن ظن رعیت‌برای توفراهم آید.زیرا حسن ظن آنان، رنج‌بسیاری را از تو دور می‌سازد.به حسن ظن تو، کسی سزاوارتر است که در حق او بیشتر احسان کرده باشی و به بدگمانی، آن‌سزاوارتر که در حق او بدی کرده باشی.

سنت نیکویی را که بزرگان این امت‌به آن عمل کرده‌اند و رعیت ‌بر آن سنت ‌به ‌نظام آمده و حالش نیکو شده است، مشکن و سنتی میاور که به سنتهای نیکوی‌گذشته زیان رساند، آنگاه پاداش نیک بهره کسانی شود که آن سنتهای نیکو نهاده‌اند وگناه بر تو ماند که آنها را شکسته‌ای.تا کار کشورت به سامان آید و نظامهای نیکویی، که پیش از تو مردم برپای داشته بودند برقرار بماند، با دانشمندان و حکیمان، فراوان، گفتگو کن در تثبیت آنچه امور بلاد تو را به صلاح می‌آورد و آن نظم و آیین که مردم‌پیش از تو بر پای داشته‌اند.

بدان، که رعیت را صنفهایی است که کارشان جز به یکدیگر اصلاح نشود و ازیکدیگر بی‌نیاز نباشند.صنفی از ایشان لشکرهای خدای‌اند و صنفی، دبیران خاص‌یا عام و صنفی قاضیان عدالت گسترند و صنفی، کارگزاران‌اند که باید در کار خودانصاف و مدارا را به کار دارند و صنفی جزیه دهندگان و خراجگزارانند، چه ذمی وچه مسلمان و صنفی بازرگانان‌اند و صنعتگران و صنفی فرودین که حاجتمندان ومستمندان باشند.هر یک را خداوند سهمی معین کرده و میزان آن را در کتاب خود وسنت پیامبرش(صلی الله علیه و آله)بیان فرموده و دستوری داده که در نزد مانگهداری می‌شود.

اما لشکرها، به فرمان خدا دژهای استوار رعیت‌اند و زینت والیان.دین به آنهاعزت یابد و راهها به آنها امن گردد و کار رعیت جز به آنها استقامت نپذیرد.و کارلشکر سامان نیابد، جز به خراجی که خداوند برای ایشان مقرر داشته تا در جهاد بادشمنانشان نیرو گیرند و به آن در به سامان آوردن کارهای خویش اعتماد کنند و نیازهایشان را برآورد.این دو صنف، برپای نمانند مگر به صنف سوم که قاضیان وکارگزاران و دبیران‌اند، اینان عقدها و معاهده‌ها را می‌بندند و منافع حکومت را گردمی‌آورند و در هر کار، چه خصوصی و چه عمومی، به آنها متکی توان بود. و اینها که‌برشمردم، استوار نمانند مگر به بازرگانان و صنعتگران که گردهم می‌آیند و تا سودی‌حاصل کنند، بازارها را برپای می‌دارند و به کارهایی که دیگران در انجام دادن آنهاناتوان‌اند امور رعیت را سامان می‌دهند.آنگاه، صنف فرودین، یعنی نیازمندان ومسکینان‌اند و سزاوار است که والی آنان را به بخشش خود بنوازد و یاریشان کند.درنزد خداوند، برای هر یک از این اصناف، گشایشی است.و هر یک را بر والی حقی‌است، آن قدر که حال او نیکو دارد و کارش را به صلاح آورد.و والی از عهده آنچه‌خدا بر او مقرر داشته، بر نیاید مگر، به کوشش و یاری خواستن از خدای و ملزم‌ساختن خویش به اجرای حق و شکیبایی ورزیدن در کارها، خواه بر او دشوار آید یاآسان نماید.

آنگاه از لشکریان خود آن را که در نظرت نیکخواه‌ترین آنها به خدا و پیامبر اوو امام توست، به کار برگمار.اینان باید پاکدامن‌ترین و شکیباترین افراد سپاه باشند، دیر خشمناک شوند و چون از آنها پوزش خواهند، آرامش یابند.به ناتوانان، مهربان‌و بر زورمندان، سختگیر باشند. درشتیشان به ستم بر نینگیرد و نرمیشان برجای‌ننشاند.آنگاه به مردم صاحب حسب و خوشنام بپیوند، از خاندانهای صالح که‌سابقه‌ای نیکو دارند و نیز پیوند خود با سلحشوران و دلیران و سخاوتمندان‌و جوانمردان استوار نمای، زیرا اینان مجموعه‌های کرم‌اند و شاخه‌های احسان وخوبی.آنگاه به کارهایشان آنچنان بپرداز که پدر و مادر به کار فرزند خویش‌می‌پردازند.اگر کاری کرده‌ای که سبب نیرومندی آنها شده است، نباید در نظرت بزرگ‌آید و نیز نباید لطف و احسان تو در حق آنان هر چند خرد باشد، در نظرت اندک‌جلوه کند.زیرا لطف و احسان تو سبب می‌شود که نصیحت‌خود از تو دریغ ندارند وبه تو حسن ظن یابند.نباید بدین بهانه، که به کارهای بزرگ می‌پردازی، از کارهای کوچکشان غافل مانی، زیرا الطاف کوچک را جایی است که از آن بهره‌مند می‌شوندو توجه به کارهای بزرگ را هم جایی است که از آن بی‌نیاز نخواهند بود.

باید برگزیده‌ترین سران سپاه تو، در نزد تو، کسی باشد که در بخشش به افراد سپاه‌قصور نورزد و به آنان یاری رساند و از مال خویش چندان بهره‌مندشان سازد که‌هزینه خود و خانواده‌شان را، که بر جای نهاده‌اند، کفایت کند، تا یکدل و یک رای روی‌به جهاد دشمن آورند، زیرا مهربانی تو به آنها دلهایشان را به تو مهربان سازد.و بایدکه بهترین مایه شادمانی والیان برپای‌داشتن عدالت در بلاد باشد و پدید آمدن‌دوستی در میان افراد رعیت.و این دوستی پدید نیاید، مگر به سلامت دلهاشان.ونیکخواهیشان درست نبود، مگر آنگاه که برای کارهای خود بر گرد والیان خود باشندو بار دولت ایشان را بر دوش خویش سنگین نشمارند و از دیر کشیدن‌فرمانرواییشان ملول نشوند.پس امیدهایشان را نیک برآور و پیوسته به نیکیشان‌بستای و رنجهایی را که تحمل کرده‌اند، همواره بر زبان آر، زیرا یاد کردن از کارهای‌نیکشان، دلیران را برمی‌انگیزد و از کارماندگان را به کار ترغیب می‌کند.ان شاء الله. وهمواره در نظر دار که هر یک در چه کاری تحمل رنجی کرده‌اند، تا رنجی را که یکی‌تحمل کرده به حساب دیگری نگذاری و کمتر از رنج و محنتی که تحمل کرده، پاداشش مده.شرف و بزرگی کسی تو را واندارد که رنج اندکش را بزرگ شمری وفرودستی کسی تو را واندارد که رنج‌بزرگش را خرد به حساب آوری.

چون کاری بر تو دشوار گردد و شبهه آمیز شود در آن کار به خدا و رسولش‌رجوع کن.زیرا خدای تعالی به قومی که دوستدار هدایتشان بود، گفته است:«ای‌کسانی که ایمان آورده‌اید از خدا اطاعت کنید و از رسول و الوالامر خویش فرمان‌برید و چون در امری اختلاف کردید اگر به خدا و روز قیامت ایمان دارید به خدا وپیامبر رجوع کنید.»

رجوع به خدا، گرفتن محکمات کتاب اوست و رجوع به رسول، گرفتن سنت‌جامع اوست، سنتی که مسلمانان را گرد می‌آورد و پراکنده نمی‌سازد.و برای داوری‌در میان مردم، یکی از افراد رعیت را بگزین که در نزد تو برتر از دیگران بود.از آن‌کسان، که کارها بر او دشوار نمی‌آید و از عهده کار قضا برمی‌آید.مردی که مدعیان باستیزه و لجاج، رای خود را بر او تحمیل نتوانند کرد و اگر مرتکب خطایی شد، بر آن‌اصرار نورزد و چون حقیقت را شناخت در گرایش به آن درنگ ننماید و نفسش به‌آزمندی متمایل نگردد و به اندک فهم، بی‌آنکه به عمق حقیقت رسد، بسنده نکند.

قاضی تو باید، از هر کس دیگر موارد شبهه را بهتر بشناسد و بیش از همه به‌دلیل متکی باشد و از مراجعه صاحبان دعوا کمتر از دیگران ملول شود و درکشف حقیقت، شکیباتر از همه باشد و چون حکم آشکار شد، قاطع رای دهد.چرب‌زبانی و ستایش به خودپسندیش نکشاند.از تشویق و ترغیب دیگران به یکی‌از دو طرف دعوا متمایل نشود.چنین کسان اندک به دست آیند، پس داوری مردی‌چون او را نیکو تعهد کن و نیکو نگهدار.و در بذل مال به او، گشاده دستی به‌خرج ده تا گرفتاریش برطرف شود و نیازش به مردم نیفتد.و او را در نزد خود چنان‌منزلتی ده که نزدیکانت درباره او طمع نکنند و در نزد تو از آسیب دیگران در امان‌ماند.در این کار، نیکو نظر کن که این دین در دست‌بدکاران اسیر است.از روی هوا وهوس در آن عمل می‌کنند و آن را وسیله طلب دنیا قرار داده‌اند.

در کار کارگزارانت ‌بنگر و پس از آزمایش به کارشان برگمار، نه به سبب دوستی باآنها.و بی‌مشورت دیگران به کارشان مگمار، زیرا به رای خود کار کردن و از دیگران‌مشورت نخواستن، گونه‌ای از ستم و خیانت است.کارگزاران شایسته را در میان‌گروهی بجوی که اهل تجربت و حیا هستند و از خاندانهای صالح، آنها که در اسلام‌سابقه‌ای دیرین دارند.اینان به اخلاق شایسته‌ترند و آبرویشان محفوظتر است و ازطمعکاری بیشتر رویگردان‌اند و در عواقب کارها بیشتر می‌نگرند. در ارزاقشان بیفزای، زیرا فراوانی ارزاق، آنان را بر اصلاح خود نیرو دهد و ازدست اندازی به مالی که در تصرف دارند، باز می‌دارد.و نیز برای آنها حجت است، اگر فرمانت را مخالفت کنند یا در امانت تو‌خللی پدید آورند.پس در کارهایشان تفقدکن و کاوش نمای و جاسوسانی از مردم راستگوی و وفادار به خود بر آنان بگمار.زیرا مراقبت نهانی تو در کارهایشان آنان را به رعایت امانت و مدارا در حق رعیت‌وامی‌دارد.و بنگر تا یاران کارگزارانت تو را به خیانت نیالایند.هر گاه یکی از ایشان‌دست‌به خیانت گشود و اخبار جاسوسان در نزد تو به خیانت او گرد آمد و همه بدان‌گواهی دادند، همین خبرها تو را بس بود.باید به سبب خیانتی که کرده تنش را به ‌تنبیه بیازاری و از کاری که کرده است، بازخواست نمایی.سپس، خوار و ذلیلش‌سازی و مهر خیانت‌بر او زنی و ننگ تهمت را بر گردنش آویزی.

در کار خراج نیکو نظر کن، به گونه‌ای که به صلاح خراجگزاران باشد.زیرا صلاح‌کار خراج و خراجگزاران، صلاح کار دیگران است و دیگران حالشان نیکو نشود، مگربه نیکوشدن حال خراجگزاران، زیرا همه مردم روزی خوار خراج و خراجگزارانند‌.ولی باید بیش از تحصیل خراج در اندیشه زمین باشی، زیرا خراج حاصل نشود، مگربه آبادانی زمین و هر که خراج طلبد و زمین را آباد نسازد، شهرها و مردم را هلاک کرده‌است و کارش استقامت نیابد، مگر اندکی.هرگاه از سنگینی خراج یا آفت محصول یابریدن آب یا نیامدن باران یا دگرگون شدن زمین، چون در آب فرو رفتن آن یا بی‌آبی، شکایت نزد تو آوردند، از هزینه و رنجشان بکاه، آنقدر که امید می‌داری که کارشان راسامان دهد.و کاستن از خراج بر تو گران نیاید، زیرا اندوخته‌ای شود برای آبادانی بلادتو و زیور حکومت تو باشد، که ستایش آنها را به خود جلب کرده‌ای و سبب‌شادمانی دل تو گردد، که عدالت را در میانشان گسترده‌ای و به افزودن ارزاقشان و به‌آنچه در نزد ایشان اندوخته‌ای از آسایش خاطرشان و اعتمادشان به دادگری خود ومدارا در حق ایشان، برای خود تکیه‌گاهی استوار ساخته‌ای.چه بسا کارها پیش آیدکه اگر رفع مشکل را بر عهده آنها گذاری، به خوشدلی به انجامش رسانند.زیرا چون‌بلاد آباد گردد، هر چه بر عهده مردمش نهی، انجام دهند که ویرانی زمین را تنگدستی‌مردم آن سبب شود و مردم زمانی تنگدست گردند که همت والیان، همه گردآوردن مال بود و به ماندن خود بر سر کار اطمینان نداشته باشند و از آنچه مایه عبرت است، سود برنگیرند.

سپس، به دبیرانت نظر کن و بهترین آنان را بر کارهای خود بگمار و نامه‌هایی راکه در آن تدبیرها و اسرار حکومتت آمده است، از جمع دبیران، به کسی اختصاص ده‌که به اخلاق از دیگران شایسته‌تر باشد.از آن گروه که اکرام تو سرمستش نسازدیا چنان دلیرش نکند که در مخالفت‌با تو، بر سر جمع سخن گوید و غفلتش سبب‌نشود که نامه‌های عاملانت را به تو نرساند یا در نوشتن پاسخ درست تو به آنها درنگ‌روا دارد، یا در آنچه برای تو می‌ستاند یا از سوی تو می‌دهد، سهل‌انگاری کند، یاپیمانی را که به سود تو بسته، سست گرداند و از فسخ پیمانی که به زیان توست، ناتوان باشد.دبیر باید به پایگاه و مقام خویش در کارها آگاه باشد زیرا کسی که مقدارخویش را نداند، به طریق اولی، مقدار دیگران را نتواند شناخت.مباد که در گزینش‌آنها بر فراست و اعتماد و حسن ظن خود تکیه کنی.زیرا مردان با ظاهر آرایی و نیکوخدمتی، خویشتن را در چشم والیان عزیز گردانند.ولی، در پس این ظاهر آراسته وخدمت نیکو، نه نشانی از نیکخواهی است و نه امانت.دبیرانت را به کارهایی که برای حکام پیش از تو بر عهده داشته‌اند، بیازمای و از آن‌میان، بهترین آنها را که در میان مردم اثری نیکوتر نهاده‌اند و به امانت چهره‌ای‌شناخته‌اند، اختیار کن.که اگر چنین کنی این کار دلیل نیکخواهی تو برای خداونداست و هم به آن کس که کار خود را بر عهده تو نهاده.بر سر هر کاری از کارهای خوداز میان ایشان، رئیسی برگمار.کسی که بزرگی کار مقهورش نسازد و بسیاری آنهاسبب پراکندگی خاطرش نشود.اگر در دبیران تو عیبی یافته شود و تو از آن غفلت‌کرده باشی، تو را به آن بازخواست کنند.

اینک سفارش مرا در حق بازرگانان و پیشه‌وران بپذیر و درباره آنها به کارگزارانت ‌نیکو سفارش کن.خواه آنها که بر یک جای مقیم‌اند و خواه آنها که با سرمایه خویش‌این سو و آن سو سفر کنند و با دسترنج‌خود زندگی نمایند.زیرا این گروه، خود مایه‌های منافع‌اند و اسباب رفاه و آسودگی و به دست آورندگان آن از راههای دشوارو دور و خشکی و دریا و دشتها و کوهساران و جایهایی که مردم در آن جایها گردنیایند و جرئت رفتن به آن جایها ننمایند.اینان مردمی مسالمت‌جوی‌اند که نه ازفتنه‌گریهایشان بیمی است و نه از شر و فسادشان وحشتی.در کارشان نظر کن، خواه‌در حضرت تو باشند یا در شهرهای تو.با اینهمه بدان که بسیاری از ایشان را روشی‌ناشایسته است و حریص‌اند و بخیل.احتکار می‌کنند و به میل خود برای کالای خودبها می‌گذارند، با این کار به مردم زیان می‌رسانند و برای والیان هم مایه ننگ و عیب‌هستند.پس از احتکار منع کن که رسول الله(صلی الله علیه و آله)از آن منع کرده است وباید خرید و فروش به آسانی صورت گیرد و بر موازین عدل، به گونه‌ای که در بها، نه ‌فروشنده زیان بیند و نه بر خریدار اجحاف شود.پس از آنکه احتکار را ممنوع‌داشتی، اگر کسی باز هم دست‌به احتکار کالا زد، کیفرش ده و عقوبتش کن تا سبب‌عبرت دیگران گردد ولی کار به اسراف نکشد.

خدا را، خدا را، در باب طبقه فرودین:کسانی که بیچارگان‌اند از مساکین ونیازمندان و بینوایان و زمینگیران.در این طبقه، مردمی هستند سائل و مردمی‌هستند، که در عین نیاز روی سؤال ندارند.خداوند حقی برای ایشان مقرر داشته و ازتو خواسته است که آن را رعایت کنی، پس، در نگهداشت آن بکوش.برای اینان دربیت المال خود حقی مقرر دار و نیز بخشی از غلات اراضی خالصه اسلام را، در هرشهری، به آنان اختصاص ده.زیرا برای دورترینشان همان حقی است که‌نزدیکترینشان از آن برخوردارند.و از تو خواسته‌اند که حق همه را، اعم از دور ونزدیک، نیکو رعایت کنی.سرمستی و غرور، تو را از ایشان غافل نسازد، زیرا این‌بهانه که کارهای خرد را به سبب پرداختن به کارهای مهم و بزرگ از دست هشتن، هرگز پذیرفته نخواهد شد. پس مت‌خود را از پرداختن به نیازهایشان دریغ مدار و به تکبر بر آنان چهره‌دژم منمای و کارهای کسانی را که به تو دست نتوانند یافت، خود، تفقد و بازجست‌نمای.اینان مردمی هستند که در نظر دیگران بیمقدارند و مورد تحقیر رجال‌حکومت.کسانی از امینان خود را که خدای ترس و فروتن باشند، برای نگریستن درکارهایشان برگمار تا نیازهایشان را به تو گزارش کنند.

با مردم چنان باش، که در روز حساب که خدا را دیدار می‌کنی، عذرت پذیرفته ‌آید که گروه ناتوانان و بینوایان به عدالت تو نیازمندتر از دیگران‌اند و چنان باش که‌برای یک یک آنان در پیشگاه خداوندی، در ادای حق ایشان، عذری توانی داشت.

تیمار دار یتیمان باش و غمخوار پیران از کار افتاده که بیچاره‌اند و دست‌سؤال پیش‌کس دراز نکنند و این کار بر والیان دشوار و گران است و هرگونه حقی دشوار و گران‌آید.و گاه باشد که خداوند این دشواریها را برای کسانی که خواستار عاقبت نیک‌هستند، آسان می‌سازد.آنان خود را به شکیبایی وامی‌دارند و به وعده راست‌خداوند، درباره خود اطمینان دارند.

برای کسانی که به تو نیاز دارند، زمانی معین کن که در آن فارغ از هر کاری به آنان‌پردازی. برای دیدار با ایشان به مجلس عام بنشین، مجلسی که همگان در آن حاضرتوانند شد و، برای خدایی که آفریدگار توست، در برابرشان فروتنی نمایی و بفرمای‌تا سپاهیان و یاران و نگهبانان و پاسپانان به یک سو شوند، تا سخنگویشان بی‌هراس‌و بی‌لکنت زبان سخن خویش بگوید.که من از رسول الله(صلی الله علیه و آله) بارها شنیدم که می‌گفت:پاک و آراسته نیست امتی که در آن امت، زیردست نتواند بدون‌لکنت زبان حق خود را از قوی دست‌بستاند.پس تحمل نمای، درشتگویی یا عجزآنها را در سخن گفتن.و تنگ حوصلگی و خودپسندی را از خود دور ساز تا خداونددرهای رحمتش را به روی تو بگشاید و ثواب طاعتش را به تو عنایت فرماید.اگرچیزی می‌بخشی، چنان بخش که گویی تو را گوارا افتاده است و اگر منع می‌کنی، باید که منع تو با مهربانی و پوزشخواهی همراه بود. سپس کارهایی است که باید خود به انجام دادنشان پردازی. از آن جمله، پاسخ‌دادن است‌به کارگزاران در جایی که دبیرانت درمانده شوند.دیگر برآوردن نیازهای‌مردم است در روزی که بر تو عرضه می‌شوند، ولی دستیارانت در ادای آنها درنگ وگرانی می‌کنند.کار هر روز را در همان روز به انجام رسان، زیرا هر روز را کاری است ‌خاص خود
بهترین وقتها و بیشترین ساعات عمرت را برای آنچه میان تو و خداست، قرارده اگر چه در همه وقتها، کار تو برای خداست، هرگاه نیتت صادق باشد و رعیت را درآن آسایش رسد.

باید در اقامه فرایضی، که خاص خداوند است، نیت‌خویش خالص گردانی و دراوقاتی باشد که بدان اختصاص دارد.پس در بخشی از شبانه‌روز، تن خود را درطاعت‌خدای بگمار و اعمالی را که سبب نزدیکی تو به خدای می‌شود به انجام‌رسان و بکوش تا اعمالت‌بی‌هیچ عیب و نقصی گزارده آید، هر چند، سبب فرسودن‌جسم تو گردد.چون با مردم نماز می‌گزاری، چنان مکن که آنان را رنجیده سازی یانمازت را ضایع گردانی، زیرا برخی از نمازگزاران بیمارند و برخی نیازمند.ازرسول الله(صلی الله علیه و آله)هنگامی که مرا به یمن می‌فرستاد، پرسیدم که‌چگونه با مردم نمازگزارم؟فرمود:به قدر توان ناتوانترین آنها و بر مؤمنان مهربان‌باش.

به هر حال، روی پوشیدنت از مردم به دراز نکشد، زیرا روی پوشیدن والیان ازرعیت‌ خود، گونه‌ای نامهربانی است ‌به آنها و سبب می‌شود که از امور ملک آگاهی ‌اندکی داشته باشند.اگر والی از مردم رخ بپوشد، چگونه تواند از شوربختیها ورنجهای آنان آگاه شود.آن وقت، بسا بزرگا، که در نظر مردم خرد آید و بسا خردا، که‌بزرگ جلوه کند و زیبا، زشت و زشت، زیبا نماید و حق و باطل به هم بیامیزند.زیراوالی انسان است و نمی‌تواند به کارهای مردم که از نظر او پنهان مانده، آگاه گردد. و حق را هم نشانه‌هایی نیست که به آنها انواع راست از دروغ شناخته شود.و تویکی از این دو تن هستی:یا مردی هستی در اجرای حق گشاده‌دست و سخاوتمند، پس چرا باید روی پنهان داری و از ادای حق واجبی که بر عهده توست دریغ فرمایی‌و در کار نیکی، که باید به انجام رسانی، درنگ روا داری.یا مردی هستی که‌هیچ خواهشی را و نیازی را برنمی‌آوری، در این حال، مردم، دیگر از تو چیزی‌نخواهند و از یاری تو نومید شوند، با اینکه نیازمندیهای مردم برای تو رنجی‌پدید نیاورد، زیرا آنچه از تو می‌خواهند یا شکایت از ستمی است ‌یا درخواست ‌عدالت در معاملتی.

و بدان، که والی را خویشاوندان و نزدیکان است و در ایشان خوی برتری‌جویی‌و گردنکشی است و در معاملت‌با مردم رعایت انصاف نکنند.ریشه ایشان را با قطع‌موجبات آن صفات قطع کن.به هیچیک از اطرافیان و خویشاوندانت زمینی را به‌اقطاع مده، مبادا به سبب نزدیکی به تو، پیمانی بندند که صاحبان زمینهای‌مجاورشان را در سهمی که از آب دارند یا کاری که باید به اشتراک انجام دهند، زیان‌برسانند و بخواهند بار زحمت‌خود بر دوش آنان نهند.پس لذت و گوارایی، نصیب‌ایشان شود و ننگ آن در دنیا و آخرت بهره تو گردد.اجرای حق را درباره هر که باشد، چه خویشاوند و چه بیگانه، لازم بدار و در این کار شکیبایی به خرج ده که خداوندپاداش شکیبایی تو را خواهد داد.هر چند، در اجرای عدالت، خویشاوندان و نزدیکان‌تو را زیان رسد. پس چشم به عاقبت دار، هر چند، تحمل آن بر تو سنگین آید که‌عاقبتی نیک و پسندیده است.

اگر رعیت‌بر تو به ستمگری گمان برد، عذر خود را به آشکارا با آنان در میانه نه وبا این کار از بدگمانیشان بکاه، که چون چنین کنی، خود را به عدالت پروده‌ای و بارعیت مدارا نموده‌ای. عذری که می‌آوری سبب می‌شود که تو به مقصود خود رسی‌و آنان نیز به حق راه یابند. اگر دشمنت تو را به صلح فراخواند، از آن روی برمتاب که خشنودی خدای در آن‌نهفته است.صلح سبب بر آسودن سپاهیانت‌شود و تو را از غم و رنج‌برهاند وکشورت را امنیت‌بخشد.ولی، پس از پیمان صلح، از دشمن برحذر باش و نیک‌برحذر باش.زیرا دشمن، چه بسا نزدیکی کند تا تو را به غفلت فرو گیرد.پس‌دوراندیشی را از دست منه و حسن ظن را به یک سو نه و اگر میان خود و دشمنت‌پیمان دوستی بستی و امانش دادی به عهد خویش وفا کن و امانی را که داده‌ای، نیک، رعایت نمای.

در برابر پیمانی که بسته‌ای و امانی که داده‌ای خود را سپر ساز، زیرا هیچ یک ازواجبات خداوندی که مردم با وجود اختلاف در آرا و عقاید، در آن همداستان وهمرای هستند، بزرگتر از وفای به عهد و پیمان نیست.حتی مشرکان هم وفای به‌عهد را در میان خود لازم می‌شمردند، زیرا عواقب ناگوار غدر و پیمان شکنی رادریافته بودند.پس در آنچه بر عهده گرفته‌ای، خیانت مکن و پیمانت را مشکن وخصمت را به پیمان مفریب.زیرا تنها نادانان شقی در برابر خدای تعالی، دلیری کنند.

خداوند پیمان و زینهار خود را به سبب رحمت و محبتی، که بر بندگان خود دارد، امان قرار داده و آن را چون حریمی ساخته که در سایه‌سار استوار آن زندگی کنند و به‌جوار آن پناه آورند.پس نه خیانت را جایی برای خودنمایی است و نه فریب را و نه‌حیله‌گری را.پیمانی مبند که در آن تاویل را راه تواند بود و پس از بستن و استوارکردن پیمان برای بر هم زدنش به عبارتهای دو پهلو که در آنها ایهامی باشد، تکیه‌منمای.و مبادا که سختی اجرای پیمانی که بر گردن گرفته‌ای و باید عهد خدا را در آن‌رعایت کنی، تو را به شکستن و فسخ آن وادارد، بی‌آنکه در آن حقی داشته باشی.زیرا پایداری تو در برابر کار دشواری که امید به گشایش آن بسته‌ای و عاقبت‌خوشش‌را چشم می‌داری، از غدری که از سرانجامش بیمناک هستی بسی بهتر است.و نیز به‌از آن است که خداوندت بازخواست کند و راه طلب بخشایش در دنیا و آخرت بر توبسته شود.

بپرهیز از خونها و خونریزیهای بناحق.زیرا هیچ چیز، بیش از خونریزی بناحق، موجب کیفر خداوند نشود و بازخواستش را سبب نگردد و نعمتش را به زوال نکشد و رشته عمر را نبرد. خداوند سبحان، چون در روز حساب به داوری در میان مردم‌پردازد، نخستین داوری او درباره خونهایی است که مردم از یکدیگر ریخته‌اند.پس‌مباد که حکومت‌خود را با ریختن خون حرام تقویت کنی، زیرا ریختن چنان خونی‌نه تنها حکومت را ناتوان و سست‌سازد، بلکه آن را از میان برمی‌دارد یا به دیگران‌می‌سپارد.اگر مرتکب قتل عمدی شوی، نه در برابر خدا معذوری، نه در برابر من، زیراقتل عمد موجب قصاص می‌شود.اگر به خطایی دچار گشتی و کسی را کشتی یاتازیانه‌ات، یا شمشیرت، یا دستت در عقوبت از حد درگذرانید یا به مشت زدن و یابالاتر از آن، به ناخواسته، مرتکب قتلی شدی، نباید گردنکشی و غرور قدرت تومانع آید که خونبهای مقتول را به خانواده‌اش بپردازی.

از خودپسندی و از اعتماد به آنچه موجب اعجابت‌شده و نیز از دلبستگی به‌ستایش و چرب‌زبانیهای دیگران، پرهیز کن، زیرا یکی از بهترین فرصتهای شیطان‌است‌برای تاختن تا کردارهای نیکوی نیکوکاران را نابود سازد.زنهار از اینکه به‌احسان خود بر رعیت منت گذاری یا آنچه برای آنها کرده‌ای، بزرگش شماری یا وعده‌دهی و خلاف آن کنی.زیرا منت نهادن احسان را باطل کند و بزرگ شمردن کار، نورحق را خاموش گرداند و خلف وعده، سبب برانگیختن خشم خدا و مردم شود.خدای تعالی می فرماید:خداوند سخت‌به خشم می‌آید که چیزی بگویید و به جای‌نیاورید.

از شتاب کردن در کارها پیش از رسیدن زمان آنها بپرهیز و نیز، از سستی در انجام‌دادن کاری که زمان آن فرا رسیده است و از لجاج و اصرار در کاری که سررشته‌اش ‌ناپیدا بود و از سستی کردن در کارها، هنگامی که راه رسیدن به هدف باز و روشن‌است، حذر نمای.پس هر چیز را به جای خود بنه و هر کار را به هنگامش به انجام‌رسان.و بپرهیز از اینکه به خود اختصاص دهی، چیزی را که همگان را در آن حقی است‌یا خود را به نادانی زنی در آنچه توجه تو به آن ضروری است و همه از آن آگاه‌اند.زیرابزودی آن را از تو می‌ستانند و به دیگری می‌دهند.زودا که حجاب از برابر دیدگانت‌برداشته خواهد شد و بینی که داد مظلومان را از تو می‌ستانند.به هنگام خشم‌خویشتندار باش و از شدت تندی و تیزی خود بکاه و دست‌به روی کس بر مدار وسخن زشت‌بر زبان میاور و از اینهمه، خود را در امان دار باز ایستادن ازدشنامگویی و به تاخیرافکندن قهر خصم، تا خشمت فرو نشیند و زمام اختیارت به‌دستت آید، و تو بر خود مسلط نشوی مگر آنگاه که بیشتر همت‌یاد بازگشت‌به‌سوی پروردگارت شود.

بر تو واجب آمد که همواره به یاد داشته باشی، آنچه که بر والیان پیش از تو رفته‌است، از حکومت عادلانه‌ای که داشته‌اند یا سنت نیکویی که نهاده‌اند یا چیزی ازپیامبر، (صلی الله علیه و آله)که آورده‌اند یا فریضه‌ای که در کتاب خداست و آن رابرپای داشته‌اند.پس اقتدا کنی به آنچه ما بدان عمل می‌کرده‌ایم و بکوشی تا از هر چه‌در این عهدنامه بر عهده تو نهاده‌ام و حجت‌خود در آن بر تو استوار کرده‌ام، پیروی‌کنی، تا هنگامی که نفست‌به هوا و هوس شتاب آرد، بهانه‌ای نداشته باشی.و جزخدای کس نیست که از بدی نگهدارد و به نیکی توفیق دهد.

از وصایا و عهود رسول الله(صلی الله علیه و آله)با من ترغیب به نماز بود ودادن زکات و مهربانی با غلامانتان.و من این عهدنامه را که برای تو نوشته‌ام به‌وصیت او پایان می‌دهم و لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم.

از خدای می‌طلبم که به رحمت واسعه خود و قدرت عظیمش در برآوردن هرمطلوبی مرا و تو را توفیق دهد به چیزی که خشنودیش در آن است، از داشتن عذری‌آشکار در برابر او و آفریدگانش و آوازه نیک در میان بندگانش و نشانه‌های نیک دربلادش و کمال نعمت او و فراوانی کرمش.و اینکه کار من و تو را به سعادت وشهادت به پایان رساند، به آنچه در نزد اوست مشتاقیم. و السلام علی رسول الل ه‌صلی الله علیه و آله الطیبین الطاهرین

 

+ نوشته شده در  بیست و ششم اردیبهشت 1389ساعت 16:36  توسط سیدایوب موسوی  | 

درد دل فرزند يک شهيد
تاريخ انتشار اسفند ۱۳۸۷
يکي از بينندگان «تابناک» با ارسال پيامي آورده است: اينجانب مدتي است دچار مشكل اساسي شده‌ام و مي‌‌خواهم درد دل خود را با شما بگويم.
ما پنج برادر و يک خواهر هستيم كه پدرمان در دهم اسفند سال 1364 در منطقه عملياتي بانه با اصابت هشت گلوله به شهادت رسيد. او در آن زمان درجه ستوان يك توپخانه بود. در سال 72 نيز مادرمان پس از مدت‌ها كه با بيماري سرطان دست و پنجه نرم مي‌كرد، دار فاني را وداع گفت. ما مانديم و اين غم‌هاي بزرگ و بي‌مهري و بي‌عاطفگي. نه تهاجم فرهنگي روي ما اثر گذاشت، نه حرف‌هاي بيهوده مردم. فقط و فقط درس خونديم. با استفاده از سهميه خانواده شهدا همگي رفتيم دانشگاه. در اين مدت به جاي اينكه با افتخار از اين موضوع صحبت كنيم هميشه پنهان مي‌كرديم كه اين نكته خودش جالب است ـ پدر من و امثال من براي اين مملكت رفتند ـ مادر من از بس مشكلات زياد بود، سرطان گرفت و ما همگي حسرت داشتن پدر و مادر را به دل گرفتيم. بماند.

الان چهار نفر از شش نفرمان ازدواج كرديم و مشغول كار هستيم و بي سر و صدا كارمان را مي‌كنيم. خدا را گواه مي‌گيرم كه تاكنون هيچ امتيازي هم از بنياد شهيد يا ارتش نگرفتيم. از سال 75 در منزل سازماني ارتش سكونت پيدا كرديم. البته منزل كه چه عرض كنم. موتور خانه رو خالي كردن. يه دستي به سروگوشش كشيدن و ماها رو مثل اسراي عراقي جا دادند. ما هم بچه بوديم و بي پول. الان بعد از گذشت چند سال، دقيقا قبل از عيد و دقيقا چند روز قبل از سالگرد پدر عزيزمون حكم تخليه منازل سازماني رو بهمون دادند كه تا سه ماه ديگه بايد اونجا رو خالي كنيم. البته بعد از ازدواج، ما ديگر آنجا ساكن نيستيم. فقط دو تا برادر كوچكترم آنجا هستن كه ما هم هميشه بهشون سر مي‌زنيم و پخت و پز و شستشو ... همه به عهده ما و خانواده ماهاست. خوب حالا ما بايد چكار كنيم؟ اين است عدل علي؟ به كدامين گناه؟ فقط چون پارتي نداريم؟ يه عده‌اي که فقط از نام شهيد دارند استفاده مي‌كنند، بيان جواب بدن. هر جا هم كه به نظرمون رسيد رفتيم سر زديم. التماس كرديم. قبول نمي‌كنن. هيچ كس جواب قاطع نمي‌ده. ارتش مي‌گه به عهده بنياد شهيده، بنياد هم مي‌گه به عهده ارتش. ما مونديم اين وسط.

ما هيچي نمي‌خواهيم. فقط مي‌گوييم تا پايان دوران تحصيل تمديدش كنند. به خداوندي خدا، دل آدم مي‌سوزه واسه برادراي كوچيك من. نه پدر نه مادر. روي پاي خودشون ايستادن ولي اين مشکلات تا كي؟ تمام زندگي خانواده شش نفري ما پر از درد و غم و بدبختي بوده، با حقوق مستمري كم پدرم. چشم حقارت مردمی که هميشه به عنوان آدم‌هاي گرفتار نگاهمون كردن. هميشه تو سختي، تو فشار، تو گرفتاري، به جاي اينكه ماها كه شديم باعث افتخارشون، تحويلمون بگيرن، بيشتر طردمون كردن.

نمي‌خواهم وقتتون رو بگيرم. فقط مي‌خواهم به شما بگويم اگر در هفته جاري جوابمون رو نگيريم، از ارتش يا بنياد شهيد، يعني بايد برادرهاي من تو خيابون بخوابند؛ معنيش اينه. ما همه مشكلاتمون و كارشكني‌هايي که شده به تمام خبرگزاري‌ها مي‌ديم. ما آب از سرمون گذشته. هممون مستاجريم. ما چشم و چراغ اين ملت بوديم؟ اي واي بر ما! نمي‌دانم چرا اينها رو به شما گفتم، ولي تنها كسي هستيد كه از اين ماجرا با خبر است. فقط به عنوان يك انسان دعا كنيد كه مسئولان به ما جواب بدهند. به همه‌ مسئولاني که به فکرمان مي‌رسيد نامه نوشتيم، اميدواريم به شکلي مشکل ما حل شود.
نظرات كاربران:
سلام این برادران الان باید حداقل 23 سالشان تمام شده باشه و زمان تحصیل دانشگاهی معمولا در 22 سالگی تمام میشه :)
به نظر ارتش و بنیاد کاری کرده است دقیقا بر اساس نظام قانونی است مستمری و خانه برای پسران تا سن 22 سالگی است
لطف کنید اگر می خواهید اینجور خبرها را منعکس کنید تبعیض قایل نشوید و هزاران موارد بدتر که در جامعه هست راست حسینی بگید
سرنوشتي كاملا مشابه اينجانب داريد البته به نظر بنده اين توفيق خداوندي است .
غم محور ايام هجران ...
لطفا از مراجع مربوطه پيگيري نماييد تا اين يادگارهاي ولي نعمتان اين مملكت بيش از اين آوارگي نكشند و به مسئولين عزيز بفرمائيد به جاي اين همه شعر و اقدامات نمادين و شعارگونه فكري به حال اين عزيزان بكنند بگوييد آيندگان در مورد اين كارهاي آنها قضاوت خواهند كرد و اگر به خدا و روز قيامت ايمان دارند كمتر نمايش بدهند.به خدا ملت ايران متوجه همه اين كارها هستند.
اي خاك بر سر ما
واقعا وای بر ما-صدای دهل از دور خوش است.پدر شما با هشت گلوله رفته حالا شما باید فرزند شهید بودن خودتو قایم کنی با این شرایط و انوقت بعضیاهی میگن به فرزند شهیدا زیاد میرسن این زیاد رسیدن؟
و این است تکریم شهدا!
با سلام من نیز مانند نویسنده نامه بالا فرزند شهیدی عزیز از کشور خوبمان ایران هستم.شاید بتوان گفت مظلومترین قشر جامعه ما فرزندان شهدا و مادرانشان و جانبازان میباشند.آنان که هر ناحقی از خودی و غیر خودی علیهشان می شود و فقط بخاطر حفظ آبروی نظام اسلامی دم بر نمیزنند.به جرأت می گویم که بیشترین ظلم و جفا را همین بنیاد شهید به ایثارگران می کند. ای کاش همچین بنیادی نبود! ای کاش جناب پورمحمدی بجای گیردادن به سازمان تربیت بدنی میامدند و یک بازرسی خداپسندانه از بنیاد شهید میکردند که ثابت شود چه حق خوریها در این بنیاد میشود و همه مردم فکر میکنند که خانواده های شهدا دارای امکانات فراوانی هستند و فقط به قئل مادرم سلام صلواتش برای خانواده شهداست و امتیازاتش برای مسئولان. باتشکر
دروغ است
چه به سرمان آمده که هیچ کاربری حاضر نیست مطلبی بنویس.چرا فرزند شهید باید آواره باشه چرا؟
من هم فرزند شهيد هستم با كلي بدبختي فوق ليسانس گرفتم الان 13 سا له كه يك كارمند ساده هستم با ماهي 270000 هزار تومان حقوق و كلي قسط و جالب اينجاست رئيس من وخانواده اش اصلا نمي دانند جبهه كدام وره بوده وهست ماهي دوميليون دويست هزار تومان حقوق مي گيره وتحصيلات وسابقه اش از من كمتره .پدر من در سال 61 وقتي كه من 7 سال داشتم در قصر شيرين سرش ازتنش جدا و شهيد شد .علي (ع) كجايي؟ ما سالهاست كه فراموش شده ايم اي همدرد يتيم.
بعد میگید دلیل خودسوزی ها تابناک هست !!! خداییش خیلی مردیم و خبر نداریم !!! نه ؟
من نمی دانم چه باید بنویسم. حقیقتاً به عنوان یکی از بازماندگان 8 سال جنگ تحمیلی، تنها می توانم سر در گریبان کنم و بر حال خودم بگریم. شما بگویید آدم باید در مقابل این یادداشت چه بنویسد؟!
باید عرض کنم که مشکلات معیشتی، اشتغال فرزندان شهدا، مسکن خانواده های شهید زیاد است و متاسفانه تبلیغات و جو جامعه تصور دیگری دارد
هم اکنون که دارم مینویسم چندین بار مشکلاتمان را نوشتم ولی مجدد پاک کردم
نمیخواهم مردم را نسبت به مسئولان بدبین کنم یا خدای ناکرده دشمن را شاد
اگر مسئولی پیدا شد که به درد دل ما برسد و توان این کار را داشت حاضریم با وی تماس بگیریم و مشکلات را بیان کنیم
خدا شاهد است که اگر فشارها زیاد نبود این چند خط را هم نمی نوشتم
یک فرزند شهید
فقط مي تونم بگم بميرم برا دلتون
عزیز دلم من بابام جسمش زنده است. نقص عضو ظاهری هم نداره. ولی از نظر من شهید زنده است. یه ارتشی پاک پاکه که 96 ماه توی بیابونای خوزستان بدبختی کشیده. دقیقاً بهترین لحظات جوونیش. از 23 تا 31 سالگی. یادم نمیره که چقدر کفری شد یه بار مامان پتوی سربازی رو روی ما کشیده بود چرا که یاد جسدهای آغشته به خون پیچیده تو پتو می افتاد. عزیزم هرچی میگی من میفهمم. چون دقیقا توی همین شرایط زندگی کردم. یادمه بابا که برگشته بود چقدر بدبختی کشیدیم تا خونه جور کرد. خونه که چه عرض کنم!! انگار بدهکار هم بودیم. حالا ما جسمش رو سرمون بوده خدا رو شکر شماها بیشتر درد کشیدین. خدا صبر بده!!!! باور کنین داره اشکام میاد.
تلخ بود... خیلی! خدا رحم کنه بهمون.
-در سال 1358 یادم هست که حضرت امام خمینی (ره) از قم خطاب به بنیاد مستضعفان (آن روز نام بنیاد این بود) فرمودند: آیا راست است که بنیاد مستضعفان بنیاد مستکبران شده است ؟ خدا کند که چنین نباشد والا خود به تهران خواهم آمد وهمه را سر جایشان خواهم نشاند...البته بنده از افراد مخلص واندک این نهاد تشکر میکنم ولی معتقدم
اکنون نیز جای تشر آن امام عزیزخالی است که بسیاری از این آقایان مدعی ظاهر الصلاح را سر جایشان بنشاند.لطفا" نگاهی به زندگی حتی کارمندان ارشد همین بنیاد بیندازید وامیدوارم که از راه حلال ارتزاق نمایند والا...
شرم بر ما.... هر چند وقت یک باری (12سال) یک عده، ما رو به عنوان چشم و چراغ جمع می کنند تو یک مسجد و کلی خرج میلیونی بالامیارند (برای ارگان مربوطه خودشان) و مجری بیار و صداو سیما بیاد گزارش بگیره و آخر یک لوح می دهند به این چشم و چراغ ها(ما) که نصف لوح هم ارم خودشون هست.. این دفعه آخر به مسول گفتم برادر عزیز امثال ما هیچ چیز از مردم و هیچکس انتظار نداریم شما چرا این گونه خرج میکنید این هزینه ها رو اگر صرف اشتغال زایی یا ایجاد یک صندوق قرض الحسنه کنید مفید تر هست.... که یکی از ایشان برای من از مقام چشم و چراغ ها گفت( شاید نمی دانست من خودم از این گروه هستم ) من در جواب گفتم که هدف شما ها از این برنامه ها برای ارتقا شغلی است ... تا آمدم ادامه بدم من رو رها کردن و رفتن سراغ دوربین
اشک هایم در امد
من به جای مسئولین شرمنده شدم که چه به روز یادگاران این عزیزان اورده اند
البته در رابطه با نظر اولین کاربری که قرار داده شده جای تامل دارد
تنها کاری که می تونم برات بکنم ابراز همدردیست برادر و اینکه بگم منم مثل تو هستم با شرایطی یه کم بهتر از تو .من و تو و اکثر فرزندان شیهدی که رفتند ولی گمنام قربانی این جنگ و این سوء استفادهها از خونهای ریخته
شده ایم .
من که پدرم مرده و مادر ندارم و حقوق از ارتش و بنیاد شهید نمی گیرم چه کار باید بکنم . شما لا اقل جدا از حقوق 23 سال در خانه سازمانی زندگی کردید . پس حق ما چه می شود .
نه خاک بر سر من و نه شما دوستی که گفتی خاک برسرما
خاک برسر آن مدیرانی که نمی دانند با پول بیت المال چه کنند
عزیز من زیاد غصه نخور پدر من هم بازمانده همان جنگ است
یک موجی و به قول روسای محترم بنیاد مشهد دیوانه
بگذار از ثروت میلیونی پدرش تنها خانه ای در محرومترین نقطه شهر برایش بماند و ازحرمت خانوادگی مهر دیوانگی
ما هم خدایی داریم
بازم شما حداقل سر دانشگاه یک سهمیه ای توپی دارید.
ما بدبخت بگو چی
تو استخدام ها و این ها امتیاز های خیلی خوبی دارید.
مشکلات هم هست درسته
ما بدبخت با مدرک لیسانس دو سال تو خونه نشتسیم
شهید و خانواده شهدا فقط برای تبلیغات یک عده به درد میخورنند ......
در مورد نظر عزیز اول باید بگویم آفرین به شما که این همه حقوق دان و عامل به قانون هستید. احتمالا خیلی نفست از جای گرم در میاد.
خوب مرد مومن نمیشه یکی درسش طول بکشه. گیریم درسش تموم شد. خوب وظیفه ارتش و بنیاد شهید و جانبازان و ... چی میشه. اینا نباید خونه بهشون بدن. بابا تو به اینا و امثال اینا بدهکاری. می فهمی؟ نمی خوام مثل بعضی حکومتی ها حرف بزنم که وقت که اضافی میارن یه سخنرانی واسه خانواده شهدا و ایثارگران و جانبازان میرن. خدا بده گوش مفت!
سلام

به آن هموطن عزیزی که نوشته است این حرف ها دروغ است باید بگویم که کمال بی انصافی است ! هموطن گرامی چرا خودت را به خاطر دیگران در آتش جهنم می سوزانی ؟ دیگران به وظایف خود عمل نکرده اند و شما از آنها با این کلمه دفاع میکنید . نه دوست گرامی این حرف ها دروغ نیست مگر همین امروز نخواندید که یک جانباز 20 درصدی خودش را آتش زد . از این نمونه ها زیاد است باید کمی چشمان خود را باز کنید و پرده تعصب و قضاوت کورکورانه را از چهره خود بردارید . من ضمن اظهار همدردی با این سروران به آنها اعلاممی کنم که ما اگر امروز می توانیم به خود ببالیمکه کشوری داریم بخاطر جانباختگی مردانی مثل پدر عزیز شما می باشد و تمامی کسانی که دستی در اداره کشور دارند باید پاسخگو باشند . علی ( ع ) که ما ادعای پیروی از او را داریم فرموده است وای بر من اگر در زمان حاکمیتم به مظلومی ظلم شود .
من همیشه این موضوع که فرزندشهید بودم را پنهان کردم چون همیشه فقط نیش وکنایه شنیدم ولی نفهمیدم چرا!!!
مگر پدر من چه جرمی کرده بود!!؟ حتی همسر من بارها و بارها در این 10 سال زندگی به خاطر این موضوع به من سرکوفت میزند.
من از پدر خودم بیشتر گله دارم تا بقیه برای چی ما رو رها کرد تا دیگران در خوشی باشند و ما...
بسم رب شهدا ..
در مورد مطلب بالا گذشته از صحت و سقمش یک موضوع مهم به چشم می خوره که واقعا مهمه این حرف جدیه تو دانشگاهها فرزندای شهید سعی می کنن پنهان کنن که از سهمیه استفاده کرده اند.
تا چند سال پیش، من هم مثل خیلی از مردم، تا اسم فرزند و خانواده شهدا و امثال اون میومد، فکر می کردم که دارن پول پارو می کنن. زندگی مرفه دارن و عشق و حال. نمی تونستم قبول کنم که بعضی از اون خانواده ها مشکل داشته باشن. بر حسب اتفاق با خانواده ای وصلت کردم که پدرشون رو که مهندس ارشد یکی از صنایع بزرگ کشور بوده، در جنگ از دست دادن. بچه های زیادی داشتن و مادر خانواده با زحمت و مشقت بچه ها رو بزرگ کرده. اونها از بنیاد شهید هیچ حقوقی نگرفتند در این سالها و فقط حقوق بازنشستگی پدرشون رو بهشون دادن. کمک خرجشون هم خونه ای بوده که پدر در زمان حیاتش ساخته و اجاره داده بود که بر اساس قانون ارث پدربزگشون بیش از نصف اون خونه رو صاحب میشه و به بچه هاش چیز زیادی نمی رسه. تمام کمکهای بنیاد شهید رو پدر و برادران شهید با پارتی بازی گرفتن و ریالی رو به بچه هاش ندادن. هر چقدر هم که شکایت کردن، به خاطر نداشتن پارتی به هیچ جا نرسیده. با اینکه خانواده مومنی هستند، اما به علت نداشتن پارتی، حتی نمی تونن استخدام بشن، در حالی که فارغ التحصیل دانشگاه با بهترین نمرات هستند. باورم نمی شد وقتی شنیدم که دختر محجبه و نمازخونشون رو توی گزینش عقیدتی رد کردن و به هیچ جا هم نمی تونن شکایت کنن. اینهایی که می گم تنها درصد کمی از چیزهایی که خودم دیدم. برادر و خواهرهای شهید به اسم اون وام میگیرن و با پارتی بازی برای بچه هاشون سهمیه دانشگاه و استخدام جور می کنن. اما بچه هاش حتی وام یک میلیونی هم بهشون نمی دن. یکی از پسرها، اونقدر توی دانشگاه بابت سهمیه ای بودن از طرف دانشجوها و استادها و کادر دانشگاه تحقیر شد و سرکوفت شنید که ترک تحصیل کرده و الان راننده وانت اجاره ایه! نمی گم که همه خانواده های شهید وضع بدی دارن، ولی خیلی هاشون برخلاف چیزی که ما تصور می کنیم، مرفه نیستن. توی اون خانواده ها هم اگر پارتی داشته باشین، می تونین از همه امکانات استفاده کنین، وگرنه هیچ فرقی با مردم دیگه ندارین، تازه باید سرکوفت ها و متلکهای دیگران رو هم تحمل کنین.
با سلام من يك جانبازم براي امتياز و دنيا ومايگري به جبهه نرفتم ولي ميگويند جانبازان را تكريم كنيم بنده در پالايش وپخش شركت نفت نديدم !!!!مسولين با اكراه واجبار و صدقه سري با ما حرف ميزنند و...
بنام خدا
الهم عجل لولیک الحجة بن الحسن
اگر شما مسئولین بداد دل این فرزندان شهدا نرسید پس کی باید برسد؟!متأسفم باید برید بمیرید!
سلام با اينكه ميدونم مثل هميشه انعكاس نميدين! ولي بازم بگم خوبه ، من هم مثل اون برادرمون فرزند شهيدم كه از فرزند شهيدي فقط يه سهميه دانشگاه داشتيم كه كاش همونم نبود كه جز عقب موندن از قافله زندگي چيزي برامون نداشت، چند وقت پيش يه قانون خوب براي صاحب خانه شدن ايثارگران تو ادارمون پيدا كردم و فوري به رييس مدير كل بنياد شهيد استانمون اطلاع دادم مي دونيد چي گفت : اين قانون كه قبلا هم بوده ، باورتون ميشه اين شد جواب ما به جاي اينكه پيگير اين قانون بشه فقط به فكر حفظ ميز خودشه ولي خوب زياد سخت نگيرين زندگي صد سال اولش سخته!
شما خوب خوبش هستيد
سلام
بنده نبز از جنس اين عزيزان هسنم راستش جايي كه من كار ميكنم بنده بعنوان كوچكترين ايثارگر ان سازمان هستم من 13 ساله بودم كه در جبهه غرب در سال 66 مجروح شدم باور كنيد يك رئيسي دارم نه تنها به اين چيزها احترامي نمي ذاره بلكه درهمه موارد منو تحريم كرده اصلا به من اجازه اضافه كار نميده درصورتي كه بقبه همكاران همه ازادند كارانه من كه دست اين هميشه نصف ميشه به بهانه هاي محتلف وهزاران ظلم ديگه به كجا بايد پناه ببرم به مدير بالاتر بگم منو متهم ميكنه حالا هم منو تهديد به اخراج كردن ميكنه اي كسانيكه اين همه از از ما گفتيد بيايد واز ما حمايت كنيد .
با سلام
من كاملا مشكلات اين عزيز را درك مي كنم چون خودم نيز با اين عزيز همدرد مي باشم مشكلات ما فراتر از اين صحبت هايي است كه شد يكمقدار آن جامعه است كه همه اش م گويند شما سهميه داشتيد به شما مدرك مفتي مي دهند خدا مي داند من با معدل 18.25از دانشگاه فارغ التحصيل شده ام
ليكن امان از حرف مردم ، مادرم از همين حرف ها و مشكلات طاقت فرادر زندگي در سال 1378دق كرد و در يك سكته مغزي عمرش را داد به شما و من تنها ماندم و يك خواهر و يك برادر كوچك تر ازخودم ، با زحمت تمام و مشكلات زياد آنها را بزرگ كردم با اينكه خودم نيز بچه بودم با حقوق بنياد مي بايست پول كرايه خانه و... را نيز مي دادم واقعه دوران سختي بود بنيادنيز آن چندان توجهي به ما نمي كرد القصه با تمام اين مشكلات دوران سخت گذشت تا با زحمت و با مدرك فوق ليسانس از داشگاه تهران و با معدل 18.25توانستم بعد از 6ماه كاري گيرم بيايد ليكن بعد از 2سال بخاطر انقلاب با مدير متظاهر و دين فروشم بحثم شد و يك هفته بعد حكم اخراجم را روي ميز كارم ديدم بعد از آن هرقدر به ارگان هاي نظارتي مراجعه نمودم نه تنها از من حمايت نكردند بلكه مي گفتند آقا بيكاري با او بحث كردي ول كن آقا ديگر از جنگ و انقلاب گذشته در هر حال اكنون هنوز بعد از 2سال بيكارم وزندگي ام در آستانه جدايي قرارگرفته است ديگر خسته شده ام
به اون برادري كه از قانون حرف زده بود بايد گفت كدام جوان 22 ساله اي است كه نياز به كمك نداشته باشد الان فوق ليسا نسها و..... بيكار هستند يعني فرزند كسي كه براي ناموس من و شما جان خود را داده با يد شب را در خيابان و پارك بگذراند واقعا شرم بر ما باد آنوقت بعضي ها توي اين مملكت شعار حمايت از جنگ و شهدا و... را ميدهند و زير سايه سر اين عزيزان ميلياردر شده اند و پست و مسئوليت هم دارن . چطور قانون براي آنان اجرا نميشود.....
عزيز دلم مطمئن باش بيش از 90 درصد فرزندان شهدا اوضاعي آشفته تر از وضع تو در دل دارند و همه را به روز حساب و خدا واگذار كرده اند، چي بايد گفت كه مسئولان با شعارهاي كذب و تو خالي همه مردم را هم به شهيد و شهادت و خانواده شهيد بدبين كرده اند و مطمئن باش 90 درصد فرزندان شهدا از اينكه در محل كار و تحصيل و زندگي از اينكه ديگران متوجه شوند كه انها به اين قشر تعلق دارند هراس دارند. خدا از باعث و باني بوجود آوردن اين شرايط نگذرد به حق سوز دل تك تك همه اين عزيران. برادر من قبل از اينكه بدنيا بياد پدرش در سال 60 در منطقه چزابه با اصابت گلوله شهيد شده بود . و بنا به همه مشكلات موجود نتونست دانشگاه رو ادامه بده و مثل ما سه تاي ديگه كه 2 تامون دكتري و يكيمون فوق ليسانس هستيم باشه اما الان بيكاره و هيچ كس هم پاسخگوي شرايطش نيست و با داشتن همسر هنوز هم بايد تنها غمخوارش همون مادر زجر كشيده باشه كه لقمه اش را با اون و همسرش تقسيم كنه. همه را به خدا واگذار كنيم بهتره. همين
کاربر عزیزی که از پدر ارتشی ات نوشتی ، من هم پدرم از غائله کردستان تا یکسال بعد از قطعنامه در مناطق جنگی غرب و جنوب بود و بارها جراحت برداشت و بر اثر همین جراحات چند ماه قبل درگذشت ولی حتی هزینه های پزشکی اش را با حقوق بازنشستگی ارتش داد و حاضر نشد ... افسوس که از این دسته انسانها چه بسیار می شناسم و شاید همین هم آلام مرا در کنار مزارش در قطعه متوفی های عادی کمی التیام می بخشد .
فعلا صرف با شهداي گمنام است كه هيچ بازمانده اي ندارند - برد تبليغاتش هم خيلي بيشتره
منم فرزند شهیدم. البته ازون شهیدای خاص! فکر نکن که فقط به تو بدی شده، نه بدتر از اینها سر ما اومده و برایمان خواهد آمد ولی ما حرمت داریم و نباید دردمون رو به همه بگیم، اصلا کسی در این مملکت لایق شنیدن حرفهای ما نیست، شاید به خاطر این باشه در موقعیت ما نیستند تا بگیم و بفهمند.
ای وای بر ما که آنقدر فشارها بر ما زیاد شده که دیگه تحمل نگهداری اونها رو نداریم و از شدت درد مجبور به بروز آنها میشویم.
من از تمام خانواده های معظم تقاضا دارم این مسائل را بیان نکنید تا در کنار دیگر اهانتها، صفت بدبختی بیچارگی رو هم مجبور به یدک کشیدنش باشیم.
سلام به اون آقایی که میگه پسر 23 ساله باید بره دنبال خونه بگرده. اگه بابای اینه شهید نبود تو الان وقت خوندن این مقاله رو هم نداشتی نمیدونم چند سالته من 24 سالم هیچ کس ام شهید نشده ولی تحمل ندارم فکر کنم پدر یک لحظه نیست اگر پدر من نبود از همه طلبکار بودم حالا که پدر اون بنده خدا جونش برای من وتو نمک نشناس داده . خدا عاقبت همه مون به خیر کنه .
سلام ،من خودم فرزند شهید هستم واین را قبول دارم که بنیاد شهید هیچ تعهدی به ما فرزند ها نداره واصلا پیگیر نیستند ما چه شدیم وکجایم،من الان 36 سالم هست واز سال 60 که پدر شهید شد نبود پدر را احساس ودرک میکنم، اما این دوست عزیزمون یک طرفه رفته به قاضی وفقط مشکل خودش را گفته واصلا نگفته که چه کوتاهی هایی خودشون انجام دادند وچرا الان باید بعد از بیست واندی سال هنوز سر پناهی نداشته باشند وچرا باید تو موتور خانه زندگی کنند، من فکر میکنم مشکل این دوستمون از کم اطلاعی خودشون هستند ونشستن تا یکی بیاد براشون کاری کنه درسته ما پدر نداریم اما قرار نیست عزت وبزرگیمون را بریزیم به اسم فرزند شهید بودن، پاشید خودتون کاری کنید وبرید یه خونه اجاره کنید بنیاد هم اجاره اش را میده، حتما معذوراتی دارید که اینها را بیان نکردید؟!
اصلا" ربطی به خانواده شهدا بودن نداره ، ان طور که زندگی به من نشون داده فقط باید رابطه داشته باشی تا موفق بشی چون هیچ چیزی بر اساس ضابطه نیست. من جاهای مختلفی کار کرده ام دروغ نمی گویم ، دزدی نمی کنم و خیلی کار می کنم ولی همیشه شاهدم دیگران سهم پیشرفت را می برند. وای به حال ما این دنیا و آن دنیا چه جوابی می دهیم ؟
واقعا" هر چه به این عزیزان رسیدگی شود کم است چرا باید از حداقل ها نیز محروم باشند فرزندان شهدائ باید برای همیشه مورد محبت وتوجه مردم ومسئولین باشند .آن زمان ها که زمان جان فشانی واز خود گذشتگی و دفاع از ناموس وعزت این مردم بودتنها پدران این عزیزان بودند که سینه خودرا سپر کردند واکنون بر ماست که از حریم فرزندان اینها دفاع نمائیم .
در تمام دنیا بازماندگان جنگ مورد تکریم قرار می گیرند و با افتخار در جامعه خود را بازمانده جنگ می دانند اما در ایران آنقدر جو منفی و واقعا غیر واقعی در مورد فرزندان شهداء وجود داره که این عزیزان حتی حاضر نیستند خود را در جامعه معرفی کنند. فرزندان شهداء انصافا مظلوم ترین اند چرا که هنگام شهادت پدر در سنین کمی بوده اند و قادر به پیگیری نابسامانی های خود نمی باشند در صورتیکه جانبازان عزیر حداقل با توجه به سن و ارتباطاتی که بعضا با دوستان خود دارند مشکلات کمتری دارند.
شهيد فقط شده يك اسم كه بعضي از مسئولان از اسم و آبرويش خرج كنند.
من هم فرزند شهيد هستم، من پسر بزرگ هستم كه بل سه خواهر و مادرمهم بعد از سالها تونستيم يك خونه سازماني 70 متري غرب تهران بگيريم اما بعد از سه سال اونجا رو گذاشتند به مناقصه و فروختند. ما رو هم بيرون كردند
اگر پدران اينها نبودند معلوم نبود صدام حسين بي رحم چه بر سر اين ملت آورده بود بترسيد از خدا چرا كه شهدا جايگاهشان نزد خدا بسيار بالاست اين است تكريم خانواده بهترين و عزيزترين بندگان خدا؟
سوال من از دولت نهم که خود را خدمتگزار می نامد چرا رسیدگی و گزارش نمیدهند؟!!!!
بنده با دختری ازدواج کردم که مانند این خانواده پدرشان شهید شده و مادرشان نیز بر اثر بیماری از دنیا رفته و در طول این مدت هم با مشکلات بسیاری روبرو بودند و جالب این هست که عده ای در جامعه فکر میکنند خانواده شهدا از انواع امکانات بهره می برند که واقعا چنین نیست و اگر هم بود حقشان بود
خداوند از سر تقصیرات ما بگذرد
مشکل فقط مسوولین نیستند بلکه مردم هم جوری دیگه به بچه شهیدها نگاه می کنند . استنادش هم همین سهمیه دانشگاه است خیلی ها چشم دیدن این یک ذره سهمیه هم رو ندارند . و گرنه من و تو بچه شهید مجبور نبودیم این افتخار رو مخفی کنیم . اگه هر جا و هر کی بفهمه که تو بچه شهیدی فکر می کنه حقشو خوردی .اگه رو پای خودت ایستادی تا به موفقیت رسیدی همه این موفقیت تو رو از کمکهای مسوولین ونظام می بینند حتی خانواده های نزدیکت،انگار که با صدقه سری رشد کردی!!!. دردل یه بچه شهید دیگه.
+ نوشته شده در  هجدهم اسفند 1387ساعت 11:46  توسط سیدایوب موسوی  | 


گزارش تصویری/ دیدار دانشجویان دانشگاه تهران با هاشمی رفسنجانی
جمعی از دانشجویان دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران صبح امروز با آیت الله هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام دیدار کردند.

عکس

+ نوشته شده در  سی ام بهمن 1387ساعت 9:58  توسط سیدایوب موسوی  | 

فوتبال ونه سياست

توي تاكسي در پايان يك روز پر تدريس درمسير منزل ودرحاليكه تقريبا خوابم رفته بود باتلفن رضاخجسته بيدارشدم. گفت براي ويژه نامه پايان سال يك مطلب ازتان مي خواهيم به انتخاب خودتان.معمولا وقتي محمدقوچاني ،رضاخجسته ،خانم شباني ميگويندبه انتخاب خودتان ،بايستي منتظر بمانيم كه بگويند راجع به چه چيزي بايستي بنويسم.((به انتخاب خودتان))يك تعارف وتكلف محترمانه بيش نيست .مثل عبارت قابلي نداره كه برخي مغازه دارها اولش مي گويند.انتظارم خيلي به طول نينجاميد ورضا گفت يك مطلب مي خواهيم كه به نظرشمادرسال 86 دركشورمطرح بوده وهمچنان بايستي منتظر باشيم كه حل آن يا تبعات ومشكلات آن همچنان درسال 1387نيزگريبانگير ماباشد.بعدازتلفن سعي كردم دوباره بخوابم اماخوابم نرفت .هرچه فكركردم چيزي ياموضوعي به ذهنم نرسيدكه درسال 86 دركشورمان بوده باشدومسوولان ما نتوانسته باشندآن راحل وفصل كرده باشندوآن مشكل به سال 87منتقل شده باشد.مشكلات سال 86 راكه چندروزي به پايان آن نمانده بوديكي يكي درذهنم رديف كردم وديدم همگي درسال جاري حل شده اند ويا دست كم شروع به حل شدنشان شده .تورم ، گراني،مشكلات مسكن،بنزين ، ترافيك ،آلودگي هوا،گيركردن پيشرفت مترو،پايين رفتن سطح منابع آبي كشور،پايين بودن بودجه بهداشت كشور،داروودرمان ،بيكاري ،گسترش شكاف طبقاتي،اعتياد،فساد،فرارسرمايه ها،درجازدن صادرات ومساله هسته اي،قاچاق و ...راما عمدتادرسال 1386حل كرديم ياچيزي به حل آنها نمانده.بنابراين چه سوژه اي راميتوان پيداكردكه درسال 86 حل وفصل نشده باشدوسرريز شودبه سال 87؟واقعاعقلم به جايي نميرسيد كه دفعتا فوتبال همچون ((فرشته نجات )) به دادم رسيد .درهمان اثناسازوآوازراديو قطع شدوآرم خبرراديو پيام زده شد.صدراخبارپيرامون جناب كلمنته وكش وقوس آمدن يانيامدن آن خسروخوبان به عنوان سرمربي تيم فوتبال مان به ايران بود.خبرحكايت ازاعتراض يكي ازمسوولين داشت كه نفهميدم مسوول ورزشي بوديا خيراما آمدن كلمنته وشرايطي كه قبل آمدنش به ايران اعلام كرده بود را توهيني به ملت بزرگوار،آزاده وسربلندايران خوانده بود. دفعتا برقي به ذهنم زد وگمشده ام رايافتم :فوتبال وغرورملي .فوتبال وآمدن سرمربي خارجي مسئله اي است كه درسال 86درجامعه مطرح بودوهمچنان حل نشده به سال 87 انتقال خواهديافت .في الواقع نه تنهااين بخش اين بخش ازمشكلات فوتبال كه جملگي مشكلات ومسائل آن در86 حل نشدوبه 87انتقال خواهديافت.مسائلي همچون :خشونت ازسوي تماشاچيان فوتبال ،دردمزمن وكلاسيك كم آوردن تيم ايران دريك ربع ونيم ساعت آخربازي ،خصوصي شدن باشگاه هاي فوتبال كشور،شروع فوتبال ازمدارس كشور،آوردن يا نياوردن مربي خارجي و . . . مسائل سياسي نظيراينكه قبل ازانقلاب گفته ميشد توجه بيش ازحدي كه درجامعه نسبت به فوتبال وجوددارد،يك برنامه هدايت شده ازازسوي رژيم شاه(سابق)وآمريكاميباشدبراي آنكه ذهن وتوجه جوانان ماراازمسائل جدي جامعه منحرف كرده وبه سمت فوتبال بكشانند.نميدانم اكنون كه ديگرنه شاه است ونه آمريكاچه كسي وكدام جريان اينقدرباعث توجه جامعه مابه فوتبال ميشود.تاآنجاكه عليرغم آنكه همه كارهاي سخت وباورنكردني راخودمان وبه همت وبه دست وفكرتوانمندوعزم واراده بالاي ايراني توانسته ايم انجام بدهيم امابراي فوتبال مارامجبورميكنندكه غرور وشرف مان رازيرپا گذاشته ودست نيازبه سوي خارجي هادرازكنيم.آنان كه فكرآوردن مربي خارجي براي اصلاح ومديريت فوتبال كشوررابه راه انداخته اند،همان تفكري هستندكه كه همراه دوم وفرودگاه امام رامي خواستند به خارجي هابدهند.امامديريت كيفيت واستاندارد فرودگاه امام كه به دست توانمندمتخصصين وجوانان بااراده ايراني به راه افتاده ،بااپراتورهمراه دوم كه آنهم به دست توانمندايرني غيوراداره ميشود،دنيارامبهوت كرده.جا دارد براي نشان دادن نبوغ،دانش واراده ايراني مسوولان كشوريك تور بازديدازفرودگاه امام به خصوص براي جوانان ومحصلين اطراف واكناف مملكت وايضا خارجي هابگذارندتا ايراني هاراباوركنند.باهمه وجوداحساس كردم كه آن مسوول كه شرايط كلمنته رابراي آمدن به ايران توهين خوانده بود،چقدرحق داشت؟چقدرغروروتعصب وعشق به ايران وايراني داشت.اصلاچه موضوع داردكه يك اجنبي آنهم ازنوع غربي آن كه اين همه باملت مادشمن هستندبشودسرمربي تيم فوتبال ايران؟مگرجوانان ومتخصصين ،فوتباليستهاي پرسابقه ونامدارايراني مرده اندكه برويم ازخارج متخصص بياوريم ؟غروروهميت ايراني مان كجارفت؟يك ملت كه دنيا وامدارتمدن آن است ،ملتي كه شرق وغرب دربرابرعظمت ووپايمردي آن سرتعظيم فرودآورده اند،ملتي كه گفتگوي تمدنهارادرآستانه قرن 21به بشريت عرضه داشت ،ملتي كه نوابغ ،دانشمندان ومتخصصينش درعرصه هاي متعددعلم ودانش وفناوري هاي پيچيده جهان رامبهوت كرده اند،آيابرايش سرشكستگي وافت نداردكه براي لگدزدن به يك توپ نيم كيلويي چرمي ميان 10،20نفربرود وازخارج متخصص بياورد؟آيااين عمل مسوولان فوتبال كشورمان باعث نميشود تا تن سرداران وبزرگان همچون كوروش كبير ،داريوش بزرگ ،آريوبرزن،بابك خرمدين ،آرش كمانگير،نادرشاه افشارفاتح بزرگ هند،رستم دستان و...درقبربلرزد؟ اي ايران ، آن عظمت وبزرگي ،آن شكوه وسربلندي ات كوكه امروز ماميخواهيم برويم سرمربي اجنبي بياوريم؟ اگركشورما وملت هايي همچون انگلستان يااستراليا ،براي فوتبال شان مربي خارجي مي آورندچه ارتباطي به ملتي بزرگ مثل ايران پيدا ميكند؟اگرانگلستان سالهاسرمربي تيم فوتبالش سوئدي بودوحالا هم كاپلوايتاليايي شده ،اگرسرمربي تيم فوتبال چلسي مال كشور اروگوئه است وآرسنال سالهاست ارسن ونگرفرانسوي رادراستخدام داردبه واسطه آنست كه انگليسي ها ذاتانژادي سطح پايين هستندوفوتبالشان هم اساسا دردنيا مطرح نيست .نژادانگليسي چه دخلي به نژادايراني داردكه همواره درطول تاريخ ملتي سربلند،موفق وآزاده بوده است.انگليسي هاچه افتخاري وسربلندي رادرطول تاريخشان توانسته اندبه دست آورند.ياكدام عالم ،دانشمندوفيلسوف رابه بشريت عرضه داشته اند؟كدام عالم ،محقق ودانشمندانگليسي توانسته جايزه نوبل درفيزيك ،شيمي،رياضيات ،اقتصاد،داروسازي،پزشكي،مهندسي ژنتيك،يافيزيك هسته اي راكسب كندكه انگليسي هابتوانندبه انگليسي بودنشان افتخاركنند؟درمقايسه باكشوروملت ما ،انگليسي هاچه دارندكه به واسطه آن بتوانندهمانندمااحساس غروروسربلندي داشته باشندوهمچون ماكه به ايراني بودنمان افتخارميكنيم ومي باليم،،آنهانيزبه انگليسي بودنشان افتخاركنندوببالند؟انگلستان وكشورهايي همچون انگلستان البته كه برايشان اهميت نداردكه غرورواحساسات ملي شان رادرنظرنگرفته ونربي خهرجي استخدام كنند.ملت وكشوري كه نه گذشته اي ،نه تاريخي ونه فرهنگي ونه تمدني داشته وامروز نيز نه دستاوردي داردونه كاري كرده كه به آن ببالد،كه البته خيلي برايشان فرقي نميكند واهميتي برايش نداردكه براي تيم فوتبالش سرمربي خارجي داشته باشدياسرمربي وطني.امااين چه دخلي به ملا بزركوار،شريف،نجيب،آريايي نژاد،شجاع،فداكار،حق طلب،باهوش ،مبتكر،نترس،باشهامت،دانش پرور،عدل گسترودريك كلام نابغه ايران داردباآن فرهنگ وتاريخ غني وريشه دارگذشته اش ودستاوردهاي مبهوت كننده امروزي اش.انگلستان بايدسرمربي خارجي براي فوتبالش داشته باشداماايران ئايراني كه چون نگين الماس آنچنان ميدرخشدودرخشش دنيارامبهوت ساخته چگونه ميتواندبه خوداجازه دهدبراي فوتبالش يافرودگاهش يااپراتورهمراه دومش ازاجنبي ياري طلبد؟ آن مسوول يا صاحب نظرفوتبال ياهركس ديگري هم كه بودواقعا درست ميگفت.واقع مطلب آنست كه اگرماهمه مشكلات ومسائلي را كه درسال 86داشتيم حل كرديم وچيزي براي سال 87نمانده بودبه دليل عزم واراده ايرانيمان بوده كه خودمان راباوركرده ايم .اگرفوتبال رامسوولان مانتوانستنددرسال 86 حل كنندوعليرغم آنكه مادرآستانه بازي هاي مقدماتي جام جهاني درسال 87 قرارداريم وهنوزمعلوم نيست سرمربي تيم مان كي قراراست باشد،وشايدبه جرات بتوان گفت تنهاتيمي دردنيا هستيم كه آنقدركارهايش مرتب وسازمان يافته است به واسطه آن است كه مسوولان فوتبال ما،ايرانوايراني راباورنكرده اند.نمي دانند كه اين ملت كوه رااگراراده كندازجامي كند.ايران ما مملوازجواناني است كه اريكسون،كاپلو،كلمنته،الكس فرگوسن،آرسن ونگر وامثال اين دست سرمربي هاي فوتبال به گردپاهايشان هم نميرسد. فقط مسوولان فوتبال مابايستي خودمان راباور كنند،سرمربي هي قدر،نام آور ،صاحب نام وصاحب حرف ايراني درعرصه بين المللي راباوركنندوبالاترازهمه ايران وايراني راباوركنند.

جامعه شناسی به زبان ساده
مولف :دکتر صادق زیبا کلام
Copyright © 2007, iran tarah
+ نوشته شده در  شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 14:15  توسط سیدایوب موسوی  | 

+ نوشته شده در  بیست و پنجم آذر 1386ساعت 15:1  توسط سیدایوب موسوی  | 

جایگاه ایران در سیاست خارجه چین
اين روزها بحث حمايت چين از ايران در برابر کشورهاي غربي به بحث روز سياست خارجي تبديل شده است. آيا چين در برابر تحريم هاي احتمالي تازه در برابر غرب ايستادگي خواهد کرد؟

آيا رهبران اروپايي به خصوص فرانسوي ها که اين روزها مرتب به پکن سفر مي کنند، سرانجام اين کشور را براي موافقت با نظراتشان همراه مي کنند؟ براي به دست آوردن پاسخ اين پرسش ها و مهمتر از همه اينکه آيا الگوي توسعه چين که به چنين قدرتي در جهان دست يافته مناسب براي ايران هست يا نه، بايد چين را بيشتر و بهتر شناخت.

دکتر محمود سريع القلم استاد دانشگاه و از چهره هاي مطرح تئوريک در مباحث ديپلماتيک، در گفت وگو با ديپلماسي ايراني به تحليل سياست خارجي چين پرداخته است؛ در ابتدا لازم است نکته يي را مطرح کنم و آن اصلاح مساله يي است که در رسانه ها مطرح شده است؛ کسي که در رسانه ها از آن به عنوان معمار نوين چين نام برده مي شود، شخصي است به نام بن شاو هينگ؛ اما به نظر من به مراتب با اهميت تر از وي شخصي است به نام چوئن لاي. وي در زمان مائو نخست وزير چين بود.

سنگ بناي تحولات سياسي و اقتصادي چين براساس اقدامات وي گذاشته شد. وي معتقد بود چين بايد قدرتمند باشد و تضادهاي چين را از سطح امنيتي به سطح سياسي در عرصه بين المللي برساند. به اين معنا که هيچ کشوري نبايد احساس خطر امنيتي نسبت به چين داشته باشد.

البته به طور طبيعي همه کشورها با هم اختلافات سياسي دارند. بنيانگذار تغييرات چين چوئن لاي بود که در اواخر دهه 60 يا 70ميلادي بر آن شد روابط چين با غرب را متحول کند و تلقيات منفي غرب نسبت به چين را تغيير دهد و نسل بعدي رهبران بعد از مائو اين راه را ادامه دادند. اگر بخواهيم خلاصه يي از سياست خارجي چين در دوره جديد را بيان کنيم، بايست به چند نکته اشاره کنيم؛ اول؛ تغيير سطح اختلافات امنيتي به سطح اختلافات سياسي. دوم؛ بهره برداري از امکانات اقتصادي نظام بين الملل. چيني ها نظام بين الملل را يک فرصت تلقي مي کنند تا تهديد. سوم؛ بر اساس گفته بن شاو هينگ چين به دنبال 50سال صلح با نظام بين الملل است. آنها در پي همزيستي مسالمت آميز با همه کشورها ضمن حفظ اختلافات سياسي هستند. چهارم؛ بهبود روابط با همه کشورها. يکي از کشورهايي که چين هميشه با آن اختلاف نظر داشته استراليا بوده است. امروزه سالانه يک ميليارد دلار گاز استراليا به چين صادر مي شود. روابط بسيار مسالمت آميز سياسي و اقتصادي بين دو کشور برقرار است و دو طرف به سمت شرکاي اقتصادي با يکديگر حرکت مي کنند. چيني ها در پي آغاز روابط خوب با اتحاديه اروپا هستند و در ساختار عمراني بسياري از کشورهاي آفريقايي سرمايه گذاري کرده اند تا در مقابل بتوانند منابع طبيعي را به دست بياورند، يکي از مشکلات جدي چين کمبود منابع طبيعي است. چيني ها 6 ميليارد دلار در سال به کشورهاي ضعيف و جهان سومي کمک خارجي مي کنند. کانون نظري و استراتژيک چين کسب قدرت اقتصادي است و اينکه چين حداقل در منطقه آسيا جايگاه اول را داشته باشد و آمار و ارقام هم نشان مي دهد که در اين راه با جديت گام بر مي دارد. سياست چيني ها بر مبناي بهره برداري وسيع از امکانات بين المللي به منظور متحول کردن چين است. سياست خارجي هر کشوري بايد به نفع مردم آن کشور باشد. هر سخني، اقدامي، رابطه يي که هر کشوري در صحنه بين الملل انجام مي دهد و هر سرمايه گذاري خارجي که دولتي انجام مي دهد، بايد به نحوي به نفع ملت خودش تمام شود. سياست خارجي ادامه سياست داخلي يک کشور است. ابتدا بايست اولويت ها در داخل يک کشور مشخص شود سپس بر اساس آن اولويت ها سياست خارجي پيگيري شود. چيني ها هنرمندانه ديپلماسي همزيستي مسالمت آميز و بهره برداري جدي از امکانات بين الملل را در پيش گرفته اند.

با اين حساب چيني ها با وجود در دست داشتن ابزار اقتصادي به عنوان ابزاري براي کسب قدرت در عرصه جهاني، قصد ندارند که به عنوان يک قدرت برتر و بازيگر اصلي در نظام بين المللي مطرح شوند. براي بازيگر شدن در سطح جهاني الزاماتي مورد نياز است. يک کشور هم به ابزار اقتصادي وهم به ابزار نظامي نيازمند است تا بتواند کار سياسي انجام دهد. در واقع براي قدرتمند شدن نيازمند به دو استوانه نظامي و اقتصادي هستيم. چيني ها امروزه ظرفيت کار نظامي دراز مدت در جهان را ندارند و مبناي استراتژي نظامي آنها بازدارندگي است. هدف آنها اقدام نظامي نيست و از نظر فناوري نظامي هم قدرت چنداني ندارند. قدري صنايع بومي دارند و به مقدار قابل توجهي به روسيه وابسته هستند. اخيراً در پي همکاري با اتحاديه اروپا براي استفاده از فناوري نظامي هستند که امريکايي ها هم به شدت با اين مساله مخالفت کرده اند اما فرانسوي ها با چيني ها در حال مذاکره هستند. از نظر استوانه ديگر جهاني شدن يا اقتصادي بايد بگوييم که چيني ها امروزه يک سوم قدرت اقتصادي ژاپن و يک هفتم اقتصاد امريکا را دارند. در ميان بانک هاي مهم دنيا امروزه بانک هاي چيني نيز مشاهده مي شود. اما به کشوري مي گوييم قدرتمند که قاعده ساز باشد. مبناي قدرتمندي قاعده سازي است. چيني ها نه در حوزه نظامي و نه در حوزه اقتصادي هنوز قاعده ساز نيستند. اما در مسير قاعده سازي در حال حرکت هستند. اگر با ثبات فعلي حرکت کنند احتمالاً در سه دهه آينده يعني تا سال 2030 توان اثرگذاري در روندهاي بين المللي را خواهند داشت. اما در شرايط فعلي تنها به صورت حجمي در حال گسترش هستند. در واقع بايد گفت که چين هنوز به سطح قاعده سازي در سطح جهاني نرسيده است. اما در سطح آسيا کشور بسيار مهمي است و مي توانيم بگوييم که آينده آسيا را چين رقم خواهد زد.بنابراين نياز به منابع طبيعي و بازار است که خط مشي سياست خارجي چين را تعريف مي کند. خاورميانه براي چين به خاطر منابع انرژي که در خاورميانه است، اهميت دارد.

جمعيت امريکا 300 ميليون نفر و اتحاديه اروپا بالاي 400 ميليون نفر است که اين به معني بازار مصرفي خوبي است. براي هر توليدکننده در جهان ورود به بازارهاي مصرفي امريکا و اتحاديه اروپا يک اولويت است. بنابراين خاورميانه در وهله اول از نظر انرژي اهميت دارد و بعد بازارهاي مصرفي. اما در مقايسه با ساير بازارهاي مصرفي مهم دنيا جايگاه ويژه يي براي کالاهاي چيني ندارد. چيني ها به مناطقي از دنيا وارد مي شوند که در آنجا رقيب سياسي و استراتژيک نداشته باشند. در خاورميانه حاکميت بسيار قوي امريکا وجود دارد. حضور امريکا در کشورهاي نفت خيز خليج فارس وعراق باعث شده است چين تمايل چنداني به حضور در خاورميانه نداشته باشد تا با امريکايي ها اصطکاک داشته باشند. بنابراين امريکاي مرکزي و امريکاي لاتين، آفريقا و آسياي مرکزي از نظر منطقه يي نسبت به خاورميانه براي چيني ها اولويت بيشتري دارند. در واقع چيني ها در حدود 20سال پيش تصميمي گرفته اند مبني بر اينکه با امريکا وارد اصطکاک سياسي نشوند اما سعي کنند که اختلافات سياسي خود را مديريت کنند و در اين کار هم بسيار هنرمندانه عمل کرده اند. چين امروزه رقيبي جدي براي امريکا در صحنه اقتصاد بين الملل به حساب مي آيد. در بازارهاي امريکا نفوذ قابل توجهي پيدا کرده است. حتي در بازارهاي مالي امريکا هم نقش داشته است. به طوري که چند سال پيش چيني ها به دنبال اين بودند که يک شرکت نفتي امريکايي به قيمت 5 ميليارد دلار را مالک شوند. اما کنگره امريکا اجازه اين انتقال مالکيت را نداد. در عين حال چين در امريکا با مخالفت جدي روبه رو است. نهادهاي امنيتي و کنگره امريکا با حضور چين و نفوذ اقتصادي چين در امريکا مخالف هستند اما چيني ها در پي مديريت اين اختلاف هستند.

امريکايي ها به دنبال اين هستند که چين برتري تکنولوژيک در سطح دنيا پيدا نکند و چيني ها به سهولت به منابع طبيعي دسترسي پيدا نکنند. رفتار چين مثلاً در مورد پرونده هسته يي ايران نشان دهنده اين است که اروپا و امريکا هيچ گاه با مخالفت جدي چين روبه رو نشده اند. من از بسياري از افراد تاثيرگذار در روندهاي بين المللي شنيده ام که هيچ گاه در مورد ايران مشکلي با چين نداشته ايم.

با روسيه مشکل داشته ايم اما با چين خير. چيني ها عموماً در رابطه با ايران همراه بوده اند چرا که چيني ها علاقه مند نيستند که درباره مساله ايران يا عراق يا فلسطين با امريکا اصطکاک استراتژيک پيدا کنند چرا که اولويت چيني ها مسائل اقتصادي و بازارهاي مصرفي است. بنابراين با توجه به مجموع مباحثي که مطرح کردم گاهي تعجب مي کنم که در رسانه هاي ما به علت عدم آگاهي از آنچه در بيرون از مرزها رخ مي دهد، لفظ انقلابي به چين داده مي شود، در صورتي که مائو در سال 1975 فوت کرد و در زمان خود مائو، مائو زدايي انجام شد و انقلابي گري کنار گذاشته شد و چيني ها تصميم گرفتند که به دنبال دستيابي به قدرت اقتصادي باشند. کشوري که قصد رشد اقتصادي دارد بايد سياست خارجي اش هموار کننده قدرت اقتصادي باشد. سياست في نفسه ارزش ندارد. جايي اهميت دارد که بتواند افزايش دهنده ثروت ملي باشد. هر چقدر ثروت ملي افزايش پيدا کند دولت ها مي توانند به توسعه فرهنگ بپردازند و احترام و پرستيژ بين المللي کسب کنند. بنابراين اين به تصميم ما بستگي دارد که آيا قصد داريم قدرتمند شويم يا خير و اينکه مبناي قدرت را چه مي دانيم. منطق قدرت در نظام بين الملل کنوني منطق اقتصادي است. بايست قدرت اقتصادي را به طرف بخش خصوصي ببريم و پول نفت را همان گونه که نروژ و کويت از آن استفاده مي کنند خارج از بودجه دولت به کار مي برند، استفاده کنيم.

مساله ديگر به موازات خصوصي سازي اين است که تعريف ما از جهان چيست؟ متاسفانه ما هنوز جهان را تهديد قلمداد مي کنيم تا فرصت. انديشه سياسي در ايران در نيم قرن گذشته بر مبناي ضديت با جهان بوده است که دليل آن فقدان اعتماد به نفس است. هر کسي که اعتماد به نفس داشته باشد از تعامل هراسي ندارد. ما بايست تکليف خود را با نظام بين الملل مشخص کنيم و اينکه آيا از تقابل لذت مي بريم يا به خاطر آينده ناچار به تعامل هستيم. اين همان راهي است که چيني ها براي رسيدن به توسعه در پيش گرفته اند.
+ نوشته شده در  بیست و پنجم آذر 1386ساعت 11:31  توسط سیدایوب موسوی  | 

  : شخصیت‌های معروف

از شعرا ادبا و فضلا شهیر استان همدان میتوان به بزرگان کبود راهنگ اشاره کرد . شهرستان کبود راهنگ بزرگترین شهرستان استان است که غار توریستی علیصدر در آن واقع شده است  1) مجذوبعلیشاه کبودراهنگی عارف و شاعر بزرگ قرن 13هجری 2) شیخ موسی نثری کبود راهنگی ریاضیذان ادیب شاعر مخترع قرن 13 هجری 3) میرزا جواد قدسی کبود راهنگی نویسنده و مورخ و شاعر قرن 13 هجری 4) شیخ محبعلی قراگوزلو کبود راهنگی اولین مدیر اولین دبیرستان شهر همدان 5) مهدی خان کرد آبادی شاعر معاصر طناز 6) عبدالرحیم بحری اسمائیلی شاعر معاصر 7) مرحوم عسگر فرجی شاعر معاصر 8) آیت الله محسن ضیائی عالم و کارشناس دینی معاصر

+ نوشته شده در  بیست و یکم آذر 1386ساعت 14:57  توسط سیدایوب موسوی  | 

مطالب قدیمی‌تر